برگی از تاریخ- نامه جلال طالبانی به بازرگان

%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ac%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86

پانزده شهریور 96 - ان آی تی وی نیوز

امه سرگشاده ي اتحاديه ميهني كردستان (عراق) به مهدي بازرگان

« قياده موقت(نیروهای بارزانی) : ستـون پنجم

وظيفه انقلابي خود ميدانيم كه در مورد ضررها و خطرهاي ناشي از سياست غيرانقلابي همكاري كردن با قياده موقت وابسته به ساواك ـ سيا و موساد هشدار بدهيم. 

بارزاني از سالهاي 1966 ـ 1960 بطور مخفيانه روابط خود را با موساد اسرائيل استحكام بخشيد. 

بارزاني  اعتراف كرد اگر آمريكا به او كمك كند و پيروز شود،  ملي كردن نفت عراق را لغو مي‌كند و مجددا نفت را به آمريكا خواهد داد. 

جناب آقاي مهندس مهدي بازرگان نخست وزير محترم

دولت موقت انقلابي جمهوري اسلامي ايران

همراه با سلام گرم انقلابي:

اميدواريم كه انقلاب اسلامي ايران همچنان در مسير ترقي و شكوفائي گام بردارد تا به همه هدفهاي مقدسي كه در راه تحقق آن ده‏ها هزار شهيد خون پاكشان را فدا ساختند،  نايل آيد. 

 حدود يكسال پيش، بهنگامي كه آنجناب درگير مبارزه بر عليه رژيم شاه بوديد نامه اي را تقديم داشتيم و در ضمن آن بنام اتحاديه ميهني كردستان و نيروهاي مسلح و پيشمرگ، پشتيباني كامل خود را از انقلاب ايران اعلام كرديم و نيز اعلام كرديم كه آماده ايم تا بهر شكلي كه رهبري انقلاب امام خميني و ديگر سركردگان جنبش مايل باشند و مصلحت بدانند بصورت عملي در ميدان مبارزه انقلابي مشاركت نمائيم.  قبل از آن نيز در نامه‏ هائي خطاب به امام خميني و آيت الله شريعتمداري و جناب دكتر «كريم سنجابي» همين آمادگي را اعلام داشته بوديم. 

همچنين يك هيئت نمايندگي از طرف ما در پاريس به حضور امام خميني رسيدند و با جناب «دكتر يزدي»ملاقات كردند.  مسلما ما اين واقعيت را درك ميكرديم كه اتخاذ چنين روش‏هائي قطعا بر سبعيت و خشونت رفتار رژيم خائن بر عليه ما خواهد افزود و به تشديد و توسعه خصومت خواهد انجاميد،  ليكن با توجه به اصول اعتقاديمان مبني بر لزوم همكاري و وحدت مبارزاتي با انقلابهاي ملل خاورميانه و در راس آنها انقلاب فلسطين و انقلاب ايران و لزوم عملي بودن و جدي بودن اين همكاري و وحدت،  عوارض و عواقب اين سياست و ضررها و خطرهاي ناشي از آنرا با صبر و ايمان انقلابي پذيرفتيم. 

طبيعتا در پاسخ به اعمال چنين سياستي از جانب ما، شاه ... نيز به دو طريق عكس العمل نشان داد: از يكسو همكاري با حكومت فاشيستي بغداد را هر چه بيشتر توسعه داد،  بوسيله نيروهاي مسلح خود موسوم به ارتش شاهنشاهي، مستقيما دخالت كرد و بهنگام درگيري ما با ارتش عراق در پشت جبهه ما نيرو پياده كرد و به نبرد با ما برخاست، ده‏ها نفر از دوستان و همرزمان ما را دستگير كرد و بدست جلادان بغداد سپرد كه همگي محاكمه شدند و بدار آويخته شدند و از ديگر سو مزدوران قديم خويش يعني دارو دسته بارزاني خائن را زير پرشش نام « قياده موقت » به صحنه سياست و ميدان مبارزه گسيل داشت و به جنگ با اتحاديه ميهني كردستان و انقلاب مسلحانه خلق كرد در كردستان عراق وادار كرد. 

مطالعه پرونده‏ها و مدارك موجود در آرشيو ساواك و ژاندارمري و ارتش ـ چيزي كه براي آن جناب و همكاران محترم انقلابيتان هم ممكن و هم ضروري است ـ نشان خواهد داد كه هم دستگاه رهبري بارزاني و هم آنچيزي كه بعدا بنام قياده موقت تشكيل شد ساخته و پرداخته نقشه شاه و سياي آمريكا و موساد اسرائيل بوده اند و در منطقه خاورميانه از آنها بصورت ژاندارم شاه و صهيونيزم و امپرياليزم استفاده ميشده است. 

اين حقيقت را همچنين چندين سند و مدرك ديگر از جمله گزارش «اوتيس بايك» از كنگره آمريكا و نوشته‏ هاي روزنامه‏ هاي آمريكائي و عربي و اسرائيلي ـ كه مختصر و منتخبي از آنرا تقديم مي داردـ به اثبات مي رساند. 

پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و فرار خانواده ..پهلوي، باز هم قياده موقت از جانب سه نفر از عمال سيا و ساواك و موساد اسرائيلي به نامهاي «ادريس بارزاني»، «مسعود بارزاني» و «محمد محمود عبدالرحمن» معروف به «سامي» رهبري گرديده و بصورت ستون پنجم از طرف امپرياليزم و صهيونيزم و ضد انقلاب مورد استفاده قرار مي‌گيرند. 

با توجه به اين مراتب و مقدمات، جاي تعجب و تاسف فراوان است كه دولت آنجناب، همرزمي و همكاري ملت عراق اعم از عرب و كرد و پشتيباني بيدريغ اتحاديه ميهني كردستان و نيروهاي مسلح پيشمرگ‏ها از انقلاب اسلامي را بدينگونه پاداش و پاسخ دهد كه سياستها و روشهاي شاه ...در سطح وسيع تر به نحو آشكارتري در دوران كنوني و در جمهوري اسلامي، امكان اجرا و تحقق بيابد. 

امروز راهزنان قياده موقت بارزاني كه تحت نظر موساد اسرائيلي و ساواك ايراني و سياي آمريكائي پرورش يافته اند و رهبرانشان مزدور امپرياليسم و صهيونيزم و شاه هستند، آزادانه در داخل خاك ايران فعاليت مي كنند و اين در حالي است كه خلق كرد در كردستان ايران در ضمن تقاضاي هشت ماده اي تقديمي به نمايندگان دولت موقت انقلاب اسلامي ايران در شهر مهاباد، به صراحت تقاضاي محاكمه رهبران خائن قياده موقت را نموده است،  و نيز همه نيروهاي انقلابي ايران از روحانيت مترقي و آيت الله خلخالي و آقاي جلال فارسي گرفته تا سازمان مجاهدين خلق ايران و چريك‏هاي فدائي خلق ايران و ديگر نيروهاي انقلابي همه و همه به نوبه خود پرده از رخسار خائنانه قياده موقت برگرفته‌اند و نيز همه اينها درحالي است كه قياده موقت آشكارا با نيروهاي سيا و اهريمني ضد انقلاب مانند پاليزبان و ديگر روسا و رهبران مرتجع عشايري، همكاري و همدلي دارد. 

جناب نخست وزير جمهوري اسلامي ايران، 

 ما وظيفه انقلابي خود ميدانيم كه در مورد ضررها و خطرهاي ناشي از سياست غير انقلابي همكاري كردن با قياده موقت ـ وابسته به ساواك و سيا موساد ـ هشدار بدهيم و مطلعتان سازيم كه اين امر به سود مصالح انقلاب در ايران و مبارزه ملت عراق ـ اعم از عرب و كرد ـ نخواهد بود. 

ما از شما تقاضا داريم هر چه زودتر بدين سياست خاتمه داده شود و رهبران خائن و جاسوس قياده موقت به دادگاههاي انقلاب اسلامي ايران و يا به دادگاههاي انقلابي عراق كه اكنون در كوهستان‏هاي كردستان شروع به كار كرده تحويل داده شوند تا به موجب مداركي كه در ادارات ركن دوم ارتش و ژاندارمري و ساواك دولت شاهنشاهي موجود بوده و هم اكنون در اختيار دولت انقلابي جمهوري اسلامي قرار دارد و به استناد مدارك گزارش «اوتيس بايك» و مقالات روزنامه نگار مشهور عرب «استاد محمد حسين هيكل» و اعتراف روزنامه يديعوث احرونوت اسرائيلي محاكمه گردند و به سزاي خويش برسند، همانگونه كه ديگر خائنين به انقلاب و وابستگان به امپرياليزم و صهيونيزم و عمال «رژيم شاه در دادگاههاي» انقلاب اسلامي به سزاي اعمال خود رسيدند.  خيانت ادريس و مسعود و سامي و جاسوسي كردنشان براي سيا و ساواك و موساد به هيچوجه از خيانت خيانتكارانيكه در دادگاههاي انقلاب اسلامي اعدام شده‌اند، كم اهميت تر نيست و به همين علت، وجودشان براي انقلاب اسلامي ايران و عراق خطرناكتر از اين معدومين است،  لذا ميپرسيم چگونه است كه اينها مي توانند در تمام كشور ايران آزادانه بگردند و فعاليت كنند و به توطئه چيني بپردازند ؟

كمك به پناهندگان كرد عراقي

ما همچنين از آن جناب تقاضا ميكنيم كه از همه طريق ممكنه، به پناهندگان كرد عراقي كه رهبري خائنانه بارزاني، آواره شان ساخته است و امروز در شرايط بسيار ناگواري در خاك ايران به سر ميبرند، كمك بنمايند.  تعجب آورتر از همه اينست كه ادريس و مسعود بارزاني همانگونه كه در دوره شاه خونخوار سبب بازداشت و زنداني شدن دهها نفر گرديده اند ـ كه از آن جمله هفت نفر از برادران ما هنوز مفقودالاثر مي باشند و از آن جناب خواهش مي‌كنم كه در پيدا كردن آنها به ما كمك بفرمايند ـ اكنون نيز در بسياري از نقاط و منجمله در كرمان و يزد و ديگر جاها بوسيله مزدوران بارزاني اين پناهندگان مورد تعقيب و آزار و بازداشت و اخراج واقع ميشوند.  كار به جائي رسيده است كه مسعود بارزاني و سامي عبدالرحمن شخصا، يك پناهنده كرد عراقي بنام «محمد هرسين» را در اشنويه بازداشت و به قتل رسانيدند زيرا اسرار زيادي درباره دزديها و نيز رابطه با اسرائيل ميدانست. 

لازم به توضيح است كه همين «محمد هرسين» باتفاق سامي و مسعود و «شكيب عقراوي»، يك دوره ويژه را در اسرائيل ديده و به رموز جاسوسي و اقدامات امنيتي به نفع اسرائيل و وابستگان اسرائيل وارد شده بودند و نيز همين باند در « پاراستن» مصدر امور بودند و ميدانيم كه « پاراستن » شعبه اي از سازمان امنيت و اطلاعات ايران بود كه در ميان شورشيان كرد تاسيس شده و هدف آن، حفظ رهبري بارزاني و مراقبت در ادامه خط مشي طرفداري از اسرائيل و شاه بود.  اين خائنان و جاسوسان حتي در دوره شاه نمي توانستند به اين سهولت و بدين آشكاري به زندان و كشتار مردم بپردازند و چنين اعمالي زير سايه جمهوري، آيا تعجب آور نيست ؟‌

 

جناب آقاي مهندس بازرگان!

چون جناب شما نخست وزير جمهوري اسلامي ايران هستيد،  لذا به مفاد آيه شريفه « و … تنفع المومنين» واقعيت‏هاي زير را به يادتان مي آوريم:

دار و دسته بارزاني و ساواك شاه

تماس و وابستگي دارو دسته بارزاني با شاه .. و ساواك بصورت يك جيره خواري كامل درآمده بود. نه تنها اخذ اسلحه و پول،  بلكه علاوه بر آن ايفاي نقش جاسوس و ژاندارم براي شاه و ساواك جزو كارهاي اين گروه بود.  در اين كار، بارزاني و فرزندانش ادريس و مسعود و عبدالرحمان، دبير كل قياده موقت و چندين نفر از رهبران حزب بارزاني شخصا مشاركت داشتند و اينك خلاصه اي از چند نمونه را به اطلاع مي رسانم:

1 ـ يك كميته همكاري بطور مداوم روابط بين بارزاني و ساواك را تنظيم ميكرد. اعضاي اين كميته عبارت بودند از «نصيري»،  «منصور پور»،  و «معتضدي» از طرف ساواك و ادريس و مسعود و محمد محمود عبدالرحمان معروف به "سامي" و نماينده بارزاني در تهران از طرف بارزاني.  اين كمتيه، نوع همكاري را تعيين ميكرد و به مبادله اطلاعات ميپرداخت و مسائل امنيتي و جاسوسي را هماهنگ ميساخت و امر مبارزه با انقلابيون را در ميان كردهاي ايران و عراق و نيز در سطح تمام ايران و عراق تنظيم ميكرد. 

2 ـ هميشه يك نماينده ساواك در دربار بارزاني وجود داشت كه روزانه و بطور مرتب، اخبار و اطلاعات لازم را در خصوص جنبش كردستان عراق بدست آورده و اطلاعات لازم در خصوص ارتش و پايگاههاي نظامي عراق را نيز كسب مينمود. 

3 ـ همكاري افراد مسلح بارزاني و نيروهاي مسلح شاهنشاني در سركوب مبارزه، مسلحانه كردستان ايران برهبري شهدا: شريف زاده،  ملاآواره سليمان معيني و غيره.  در اين مورد صدها نفر از افراد مسلح بارزاني با همكاري اويسي جلاد عليه انقلابيون همكاري كردند. 

4 ـ دستگيري و كشتن و تسليم كردن شهيد «سليمان معيني» و چهل و شش نفر (46) از انقلابيون كردستان ايران و تسليم كردن خود يا جنازه‏هايشان به شاه .... 

5 ـ حمله به مبارزين و مخالفين ايراني شاه كه در عراق بودند و حتي كوشش جهت ترور برخي از اين مبارزين از ناحيه تروريست‏هاي بارزاني. 

6 ـ پايان دادن به انقلاب كردستان عراق پس از ديدار شاه و صدام حسين در الجزاير كه بهترين دليل اثبات اين ادعا، معدوم كردن دهها هزار قبضه اسلحه و متفرق كردن دهها هزار پيشمرگ كرد و متلاشي كردن ارگانهاي انقلابي جنبش كرد بدستور شاه ايران مي باشد كه شهادت دكتر «محمود علي عثمان» عضو دفتر سياسي حزب بارزاني كه طي نامه اي ديدار شاه و بارزاني را كه در حضور وي صورت گرفته است،  شرح ميدهد يكي از دلايل اثبات خيانت بارزاني است.  دكتر محمود علي عثمان مي نويسد: «بارزاني پس از اينكه دست شاه را بوسيده مراتب اطاعت خود را اعلام داشت، گفت: « ما خلق شما هستيم و چون شما از توافق الجزاير راضي هستيد و اين توافق منابع ايران را كه سرزمين مادري ماست،  تامين ميكند ما هيچ چيزي عليه آن نداريم و ما تحت فرمان شما هستيم،  بما بگوئيد بميريد،  ميميريم،  بگوئيد بزنيد،  ميزنيم،  ما به شما وفادار بوده ايم، هنوز هم هستيم و در آينده نيز چنين خواهيم بود».

7 ـ پس از شكست انقلاب كردستان عراق ۱۹۷۵ و پس از آنكه دست شاه رو شد،  دار و دسته بارزاني همچنان در ايران ماندگار شده و ستاد جاسوسي و خرابكاري خود را در «عظيميه كرج» مستقر ساختند و سپس بدستور «ژنرال هاشمي» يكي از معاونان نصيري، عده‌اي از پناهندگان كرد طرفدار خود را مسلح كرده آنان را بر عليه انقلاب نويني كه در كردستان عراق آغاز شده بود،  تحريك نموده دهها نفر مانند نادر اوراي، حميد حسين و مصطفي نيروه‏ئي و عريف ياسين و يونس روژبياني را جهت مخالفت با انقلاب، از ايران به عراق فرستادند و با كمك «ساواك» و «ميت»، راه رسيدن اسلحه و مهامت را بر انقلاب بستند و دهها پيشمرگ را كشته و يك نيروي هشتصد نفري از پيشمرگان انقلاب نوين خلقمان را سربه نيست كردند و با اينكار، بزرگترين خدمت را به رژيم فاشيستي كردند.

اينان تا زمان سقوط شاه، از ياران شاه بودند و پس از سقوط نيز همچنان با كساني مانند «پاليزبان» و سران پيشين شاه همكاري مي كنند و در صورتيكه باقي بمانند روزي خواهد رسيد كه مراتب همكاري و نوكريشان را نسبت به شاه به مثابه يك نيروي ضد انقلاب به نحو آشكاري نشان دهند. 

همكاري دار و دسته بارزاني با موساد اسرائيل

بارزاني از سال‏هاي 1966-1960بطور مخفيانه روابط خود را با موساد اسرائيل استحكام بخشيد.  در اين خصوص اسرار زيادي هست كه تاكنون آشكار نشده ولي:

1 ـ «اريه لو» يا «الياف» يكي از معاونين وزراء و نماينده پارلمان (كنيست) اسرائيل در مقاله اي به تاريخ 10/ 5/ 1978 كه در روزنامه «يديعوث احرونوت» اسرائيل چاپ شده،  اعتراف مي‌كند كه وي بدستور «لوي اشكول» نخست وزير وقت اسرائيل در سال 1966 با هيئتي به ملاقات بارزاني آمده و ادريس و مسعود را ملاقات كرده است و بارزاني، دو قبضه خنجر دسته طلائي جهت هديه به رئيس كنيست (پارلمان) اسرائيل و نخست وزير اسرائيل فرستاده و قول داده است تا آخر همچنان به اسرائيل وفادار خواهد ماند. 

2 ـ از سال 1966 به بعد، يك هيئت نظامي و اطلاعاتي اسرائيلي مرتبا  در بارگاه بارزاني حضور داشته و اطلاعات لازم را با همديگر مبادله ميكرده‌اند. 

3 ـ در سال 1966 ادريس و مسعود، پسران بارزاني و محمد محمود عبدالرحمن (سامي) و شكيب عقراوي و محمد هرسين و دهها نفر ديگر از دارودسته بارزاني كه برخي از آنا در حال حاضر در بغداد هستند (مانند عزيز عقراوي وزير مشاور دولت عراق) از اسرائيل بازديد به عمل آورده اند.

ادريس و مسعود و شكيب و هرسين در اسرائيل دوره اطلاعات و جاسوسي ديده و پس از بازگشت به كردستان، سازمان « پاراستن» را كه در واقع ساواك بارزاني بود تاسيس كردند كه به مثابه شعبه اي از موساد و ساواك فعاليت ميكرد و هرگونه اطلاعاتي را براي ساواك و موساد جمع آوري مينمود. 

« پاراستن » كه سرپرستي ظاهريش به عهده مسعود بارزانی بود و در واقع محمد محمود عبدالرحمن (سامي) مسئوليت مخفي آنرا به عهده داشت، در مورد ارتش‏هاي عراق و سوريه و سپس در مورد جنبش مقاومت فلسطين بخصوص پس از سالهاي 1967 براي اسرائيل جاسوسي ميكرد و كار بجائي رسيد كه اطلاعاتي هم در مورد پايگاههاي انقلاب فلسطين در جنوب لبنان و پايگاههاي موشكي سوريه و نيروي دريائي عراق جهت اسرائيل جمع آوري مينمود. 

از سال 1973 محمد محمود عبدالرحمن همراه با مسعود بارزاني، ۱۷دستگاه بي سيم خيلي دقيق و كوچك را كه ايستگاه مركزيشان در اسرائيل بود جهت مبادله اطلاعات در بين افراد عضو «پاراستن» در شهرهاي عراق مانند بغداد،  موصل،  كركوك،  بصره و نقاط ديگر توزيع كرده و بدين وسيله مستقيما با اسرائيل مرتبط شده بودند. 

4 ـ در سال 1967 پس از شكست اعراب در جنگ با اسرائيل، رابطه رهبري بارزاني و اسرائيل توسعه زيادي يافت.  در كتاب حصار‏هاي اسرائيل كه مقدمه اش را «ژنرال موشه دايان» نوشته است،  «ژنرال رفي شاهير» رئيس موساد ميگويد: « بارزاني، بخاطر پيروزي ما بر اعراب، تلگرام تبريك فرستاده است » و اضافه مي‌كند: « بارزاني دوست ماست و من شخصا چندين بار او را ديده ام » همينطور در همان كتاب، بارزاني و نيروهايش به ديواري از ديوارهاي اسرائيل تشبيه شده‌اند. 

پس از جنگ 1967 اعراب و اسرائيل، مصطفي بارزاني با يكي از اعضاء دفتر سياسي حزب و نماينده اش در تهران به اسرائيل رفته و در آنجا همه سران اسرائيل را ملاقات كرده و پيمان همكاري با آنان منعقد كرده است.  ژنرال دايان به بارزاني قول داده بود كه انواع اسلحه‏ها را به وي بدهد و از آنجمله قسمتي از اسلحه‏هاي سبك و متوسطي كه اسرائيل از اعراب به غنيمت گرفته بود، براي بارزاني فرستاده كه بعضي از اين اسلحه‏ها تا آنزمان هم علامت سوريه و مصر برويشان مانده بود. 

5 ـ در جنگ 1973 اعراب و اسرائيل،  اسرائيل از بارزاني خواسته بود كه به عراق و سوريه حمله كند.  رهبري بارزاني هم طبق گزارش اوتيس پايك و مقاله محمد حسين هيكل و مقاله «آرول لات‏هام» آمريكايي باين امر راضي شده و از آمريكا موافقت خواسته بود ولي كيسينجر اجازه اين كار را به بارزاني نداده بود.  اكنون ببينيم «لات‏هام» در اين مورد چه مي گويد:

« در سال 1973 تمام كشورهاي عرب ـ حتي عراق دشمن كردها ـ در اين جنگ درگير بودند بارزاني احساس كرد كه وقت مناسبي است براي اينكه ضربت خود را فرود آورد،  منتها هنري كيسينجر به بارزاني دستور داد كه از اينكار خودداري كند و با اين دستور به دستاوردهاي دو دوست آمريكا كه اسرائيل و كردها بودند،  زيان رساند.  كردها را از ضربتي كه ممكن بود پيروزي بزرگي برايشان بياورد بي نصيب ساخت و اسرائيل هم از بارزاني خواسته بودند كه در جنگ شركت كرده و آنان را ياري كند ولي از پشتيباني كردها در جنگ بر عليه اعراب بي نصيب گشتند».

همينطور استاد محمد حسين هيكل به تفصيل توضيح داده است كه چرا و چگونه كيسينجر مانع شركت بارزاني در اين جنگ شد و آنرا وسيله اي ساخت براي پيشبرد سياست آمريكا و اسرائي در خاورميانه. 

6 ـ پس از شكست جنبش، بارزاني‏ها همچنان پيوندشان را با اسرائيل حفظ كرده‌اند.  قبل از آنهم مسعود بارزاني غير از حقوقي كه براي « پاراستن» ميگرفت ماهانه پنجاه هزار دلار از اسرائيل دريافت مي نمود.  بطوريكه «جاك اندرسون» روزنامه نگار آمريكايي در روزنامه «واشنگتن پست» در مورخه 17/9/1972 اين مسئله را اعلام و توطئه‏هاي پنتاگون را رسوا كرد.  پس از اينكه «مناخيم بگين» دوست بارزاني سركار آمد، اين مبلغ را به 250 هزار دلار افزايش داد كه محمد محمود عبدالرحمن در لندن و يا مسعود در واشنگتن آنرا تحويل مي‌گرفتند.  بارزاني ها در حال حاضر نيز همچنان پيوندشان با موساد قطع نگرديده است. 

رهبري بارزاني و آمريكا و سيا

 

مدتها بارزاني مشتاق پيوند با آمريكا بود.  «جرج آلن» سفير آمريكا در تهران شهادت ميدهد كه در سال 1946 بارزاني قصد داشته بعوض پناهندگي به شوروي، به آمريكا پناهنده شود.  روزنامه نويس آمريكائي بنام «دانا آدم شميدت» در سال 1962 در روزنامه نيويورك تايمز و در كتابش بنام Journey Among Brave men مينويسد: «بارزاني به وي اعلام كرده است كه آماده است به عامل آمريكا تبديل شده و به هر نوعي كه لازم باشد به آمريكا خدمت بكند و كردستان را به پايگاه نظامي و سياسي آمريكا تبديل نمايد.  اما در سال‏هاي 70-67 و سپس در آغاز سال 1972 رهبري بارزاني بوسيله سفارت امريكا در تهران و سازمان سيا كوشش كرده كه رابطه اش را با آمريكا محكمتر كند ولي تا زمان سفر نيكسون به تهران و مذاكرات شاه با وي در مورد بارزاني،  رسما با آمريكا رابطه اي نداشت و قبل از آنهم فقط با سيا رابطه داشت و اين رابطه تنها در رد و بدل كردن اطلاعات و اخبار بود ولي بعدها ادريس بارزاني و يكي از اعضاي دفتر سياسي «پارت دمكرات كردستان عراق» طرفدار بارزاني به واشنگتن رفته و در مورد مسائل زيادي با مقامات امريكائي بحث نمود. 

پس از شكست جنبش در سال 1977 مجددا در دو نامه اي كه به جيمي كارتر نوشته است « مراتب وفاداري و نوكري خودش را به آمريكا اعلام داشته و خاطرنشان ميسازد» كه بخاطر منافع امپرياليزم امريكا انقلاب كرد را به نابودي كشانده است و اميدش تنها به آمريكاست و با مدح و ثناي زيادي پيوندش را با امريكا مستحكمتر ميسازد.  آخرين جمله نامه اش به شرح زير است:

« مردم من براي بيش از نيم قرن به من اعتماد و اعتقاد كامل داشته اند من اكنون اين اعتماد را به شما منتقل مي‌كنم».

 همينطور پس از ملي شدن نفت عراق، بارزاني اعتراف كرد اگر امريكا به وي كمك كرده و او پيروز شود، ملي كردن نفت عراق را لغو خواهد كرد و آماده است نگهباني از نفت را بدستور آمريكا به عهده گيرد.  خلاصه بارزاني خوب دوره نوكري و جاسوسي كردن براي آمريكا را ديده بود. 

 

جناب نخست وزير جمهوري اسلامي ايران!

اينها خلاصه ايست از قسمتي از مدارك اثبات اين واقعيت كه دار و دسته قياده موقت طرفدار بارزاني، نوكران امپرياليزم امريكا و صهيونيزم اسرائيل و ساواك شاه هستند و اينها ستون پنجم و بخشي از نيروي ضد انقلاب اند و هميشه به مثابه نيروي كمكي در خدمت امپرياليزم اسرائيل بوده اند.  در اينصورت چگونه ممكن است جمهوري اسلامي كه بر روي ويرانه‏هاي رژيم شاهنشاهي بنا شده و دشمني اش را با امريكا و اسرائيل پنهان نمي‌كند به اينها كه عاملان امريكا و اسرائيل هستند، امكان فعاليت بدهد و يا كمكشان كند.  براستي كمك رساندن به قياده موقت و زنده كردنشان بضرر انقلاب اسلامي و اصول و دستاوردهاي انقلاب ايران و دشمني كردن با خلق عراق و انقلاب عراقي ما كه در كردستان عراق آغاز شده است، ميباشد. 

به همين جهت، اميدواريم كه امكان فعاليت را به اينان نداده و دوستي خودتان را با خلق عراق اعم از كرد و عرب و انقلاب عراق بر عليه حكومت فاشيستي بغداد از بين نبريد. 

                                                              هميشه شاد و پيروز باشيد. 

 اتحاديه ميهني كردستان (عراق).       

   دفتر سياسي

(آيندگان7/5/1358)






اخبار مرتبط

  • عملکرد بی بی سی در حمایت از تجزیه طلبان مخالف منشور سازمان ملل است
  • جهت ثبت در تاریخ- ادامه جعل تاریخ معاصر و تفکر الحق لمن غلب
  • ورزش بعنوان ابزار سیاسی – فوتبال ایران و سوریه یا نقد نقش سپاه در سوریه
  • فرماندهی مافیا بر عهده کیست؟ معرفی مایر سوخویانسکی معروف به میرلانسکی
  • انتشار اسناد جدید نقش انگلیس در کودتا 28 مرداد
  • پروفسور لطفی زاده؛ پدر منطق فازی و کسی که دنیای اعداد را متحول ساخت
  • نگاهی به سیاست کمیته استراتژیست های وزارت امورخارجه آمریکا در مقابل تهدیدات غیر هسته ای ایران
  • برگی از تاریخ-جهان هانیبال الخاص به مناسبت هفتمین سالگرد مرگ
  • Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *