کفاشیان؛ کی روش بداند فردگرایی، انحصار طلبی و دیدگاه دیکتاتور مآبانه از جوامع رخت بر بسته است

سارا زهیری

19 فروردین 97 - امید فراغت - ان آی تی وی نیوز
کفاشیان؛ کی روش بداند فردگرایی، انحصار طلبی و دیدگاه دیکتاتور مآبانه از جوامع رخت بر بسته است

علی کفاشیان می خندد اما این خنده ها نماد و لگوی غمگینی هایی ست که در جامعه ورزشی وجود دارد. او هم زائیده شرایط جامعه خودمانی ست، جامعه ای که به زعم کارشناسان از بی تعادلی و یا بهتر است بگویم از کم تعادلی و از تعهد بازی هایی که همواره سوار بر تخصص گرایی بوده اند، از اسب مراد پایین نمی آمدند تا این که زمان، این دوست غریبه مثل همه تاریخ، گرد و غبار آیینه ها را پاک کرد و آن چه به معرض نمایش درآمده چین و چروک ها و تصاویری هست که نباید بود اما هنر گرد و خاک پوشاندن است!.
علی کفاشیان در گفت و گویی با روزنامه قانون بیان داشت؛ جامعه ورزشی تافته جدا بافته از تصاویر، صداها و حقایق جامعه نیست و هر آن چه که در جامعه زیستی می گذرد با نوسان اندکی در جامعه ورزشی نیز گذران دارد. و زمان و تاریخ با هیچ قوم و قبیله و ملتی تعارف ندارد و ما هم مثل دیگر مردمان کره خاکی، از خاصیت و تاثیر گذاری زمان تمکین پذیر هستیم، مقاومت می کنیم اما تاب و توان مان نیز اندازه ای دارد و اگر خارج از توان مان باشد که هست! مثل همه مردمان دنیا که از سطحی به سطح دیگر نقل مکان کرده اند، ما نیز نقل مکان خواهیم کرد!.
کفاشیان در رابطه با وضعیت فوتبال کشور و نوع مدیریتی که بر آن حاکم است، گفت؛ مدیریت در ورزش و به خصوص فوتبال یکپارچه و متمرکز نیست و متولیان پیدا و پنهان دارد! و به عبارتی هر آن چه که از ماحصل مدیریت در دیگر بخش های جامعه به معرض نمایش درآمده است در فوتبال و ورزش هم قابل دیدن است! و هیچ فدراسیونی هم مجزا از فدراسیون دیگر نیست و همگی در یک ردیف ذهنی و فکری حرکت دارند!
هیچ بقالی نمی گوید ماست من ترش است اما باید بپذیریم که ماست مان ترش است! آن چه مردم درباره مدیریت های جامعه ورزشی و به خصوص فوتبال بیان می کنند فکر می کنم قرین به واقعیت باشد. رسانه ها باید از طریق آمار گیری و نظر سنجی واقعی از مردم متوجه شوند که آیا مدیریت در جامعه ورزشی مطلوب و قابل اعتماد است و یا خیر؟!
اگر مدیریت ها مطلوب است که همگی سهیم هستیم و اگر مدیریت ها نامطلوب و به عبارتی تصویری از کم یا بی اعتمادی و بی باوری است قاعدتا باز هم همگی سهیم هستیم و مهم تر این که باید پاسخگو باشیم!.
امیدوارم که ادبیات پاسخگویی در ذهن و افکار مدیریت های کشور نهادینه شود پاسخی که با سند مطابقت داشته باشد« می خندد» البته اسنادی که طی یک فرآیند طبیعی و قانونی ساخته شود!.
رئیس سابق فدراسیون فوتبال در خصوص آورده های کی روش برای فوتبال کشور بیان کرد؛ ابعاد و مختصات کی روش در قالب مربی مشخص است، او هم مثل دیگر انسان ها نقاط قوت و ضعف دارد مثل دیگران پر از دانایی و نادانی ست او هم زائیده شرایط است. ابعاد و مختصات فوتبال کشور هم مشخص است و مانند فوتبال دیگر کشورها نقاط قوت و ضعف دارد اما همان طور که کی روش همه فوتبال کشور نیست! فوتبال نیز همه موضوعات کشور نیست! اگر یاد بگیریم که هر چیزی سر جای خودش باشد آن گاه از هر موضوعی به اندازه انتظار خواهیم داشت و به هیچ ورزشی به عنوان سوپاپ اطمینان ناکامی های دیگر نگاه نمی کنیم!. گاهی اوقات کنش و واکنش ها به گونه ای ست که زیبنده نظام ذهنی و فکری جامعه ایران نیست! تاریخ این سرزمین کهن ابعاد و گستردگی فراوانی دارد که انتقال خصلت و صفت هایش هنوز در بطن جامعه امروز بروز و ظهور دارد بنابراین کی روش و کی روش ها باید بدانند در چه سرزمین و تاریخی پا گذاشته اند.
شاید اکنون بال های مان کمی رنجور و به عبارتی شکسته باشد اما اگر ترمیم پیدا کنیم سقف پروازمان همانند عقاب است!
اگر کی روش دارای سبک، سیاق، روش و منش باشد قاعدتا خطوط ذهنی و فکری ش را باید در فوتبال کشور درک کرد و به عبارتی از دور قابل شناسایی باشد!« البته این را باید مربیان، بازیکنان و هواداران فوتبال پاسخ بدهند» برخی مربیان فقط نتیجه ساز هستند و برخی مربیان خصلت ساز و صفت ساز هستند، عده ای از مربیان مدیر و برخی رهبر هستند، برخی از مربیان مهندس و سازنده هستند و برخی دیگر حاضری خور و به عبارتی مونتاژ کار هستند! عده ای از مربیان فوتبال را هنر می دانند و برخی فوتبال را فقط محل کاسبی و درآمد می دانند! کارشناسان باید بگویند که هفت سال حضور کی روش چه آورده هایی برای فوتبال کشور داشته است؟! آیا سبک، روش و متد فکری کی روش در فوتبال باشگاهی کشور قابل مشاهده است؟! نمی توانم استناد به نتایج کنم، مثلا بگویم در جام ملت ها اول، دوم و ....شده ایم اما در کنار دو دوره حضور در جام جهانی با کی روش، کارشناسان به دنبال خط فکری ش هستند که آیا در فوتبال کشور قابل تشخیص است؟! خود فوتبالی ها می گویند که دیگر اسم ها کارایی ندارند و آن چه کارایی، تاثیرگذاری و تشخص دهی ست آن می باشد که در صحنه عمل قابل مشاهده باشد! من هم می گویم درست! اسم ها کاراییندارند پس باید تجزیه و تحلیل کنیم که آیا در قبال داده هایی که فوتبال ایران برای کی روش داشته است به همان میزان هم داده هایی را انباشت سرمایه کرده ایم؟!
مثلا اگر همین امروز کی روش از فوتبال کشور برود آیا خطوط ذهنی و فکری ش در فدراسیون فوتبال و همچنین فوتبال کشور ادامه دار خواهد بود؟! کفاشیان در پایان از نظر دادن راجع به تاج و ساکت دوقلوهای اصفهانی امتناع کرد اما گفت؛ مردم امروز، مردم دیروز نیستند و به درستی به ابعاد پیدا و پنهان مدیران اشراف پیدا کرده اند و اگر حصول نتیجه و رفاه مطلوبی ست آن را از چشم مدیران می بینند و اگر نقص و کاستی و ....وجود دارد آن را هم از چشم مدیران می بینند بنابراین تاج و ساکت ها نیز زائیده شرایط هستند و آنان نیز مثل من و بقیه باید پاسخگوی ملت باشند!
کفاشیان دادکان را زبان دغدغه مردم می داند و اعتقاد دارد که با شجاعتش آن چه را که به صلاح کشور است، بیان می کند و به همین دلیل است که مردم دوستش دارند و من نیز دوستش دارم.
کفاشیان در پایان گفت؛ امیدوارم کی روش بداند که فردگرایی، انحصار طلبی و رفتار دیکتاتور گونه از همه جوامع رخت بر بسته است و اگر می خواهد شخصیت قابل باوری داشته باشد باید بیاموزد که بر اساس احترام متقابل رفتار داشته باشد! او باید بپذیرد که فدراسیون فوتبال کارفرمای اوست و این کارفرما هست که جهت حرکت و ابعاد تولیدات را برای او مشخص می کند! کی روش باید بپذیرد که همه مربیان، بازیکنان و تولیدات وطنی فوتبال مان برای مردم قابل احترام هستند و او نیز احترام بگذارد! در کشوری زندگی می کنیم که ابعاد اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، ورزشی و ...آن مشخص است بنابراین کی روش در برابر داده هایی مشخص قرار دارد و ابعاد حرکت کی روش هم مختصات معین دارد، مردم هم متوجه شده اند برای این که به سمت و سوی توسعه یافتگی و همچنین توسعه پایدار حرکت کنیم باید در همه ابعاد خطوط ذهنی و فکری جامعه زیستی، باز تولید معنایی، روشی و منشی صورت بپذیرد!
با توجه به ظرفیت فوتبال کشور و فضایی که رقبای مان داشته اند حضور در جام جهانی هم یک اتفاق مطلوب و البته بدیهی شده است و شرایط به گونه ای ست که مربیان دیگر هم می توانند این پیوستگی حضور در جام جهانی را تجربه کنند و این اتفاق هم ما حصل گذشت و خاصیت زمان است که شرایط ذهنی مان را ارتقاء داده است! بنابراین باید همگی نسبت به موضوعات جامعه و جامعه ورزشی واقع گرا باشیم.






پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *