سارا زهیری- جهان مبدل شد و کسی در غرب نفهمید!

سارا زهیری- جهان مبدل شد و کسی در غرب نفهمید!

2 تیر 97 – سارا زهیری – ان آی تی وی نیوز

 

جهان مبدل شد و کسی در آمریکا متوجه آن نشد. هند و پاکستان به سازمان همکاری شانگهای پیویسته اند. یک بدن 17 ساله که زمان تأسیس آن در 15 ژوئن سال 2001 بود، بی سر و صدا خود را به عنوان اتحاد اصلی و  یک ملت در سراسر اوراسیا رشد داد و اکنون از شش کشور به هشت کشور گسترش یافته است و دو عضو جدید قدرت های منطقه ای مسلح بزرگ آسیای جنوبی، یعنی هند با جمعیت 1.324 میلیارد و پاکستان با 193.2 به عبارت دیگر، جمعیت ترکیبی از قدرت های سازمان همکاری شانگهای SCO و یا بیش از 1.5 میلیارد از جمعیت جهان ، به آنی مثل یک سکته تقریبا دو برابر شده است.

عواقب طولانی مدت جهانی این توسعه بسیار زیاد است. این توسعه و اتحاد  احتمالا تنها و مهمترین عامل تضمین صلح و از بین بردن تهدید جنگ هسته ای علیه آسیای جنوبی، یعنی 20 درصد نژاد بشر است.

در حال حاضر جمعیت جهان در هشت کشور پیوسته به SCO  تا 40 درصد افزایش یافته است، از جمله یکی از دو قدرتمند ترین نیروهای مسلح thermonuclear (روسیه) و سه قدرت دیگر هسته ای (چین، هند و پاکستان).

این پیشرفت پیروزی دیپلماتیک مخصوصا برای مسکو است. روسیه برای دهه ها تلاش کرده است تا روابطش با هندوستان متحد دیرین استراتژیک خود را در چارچوب سازمان همکاری شانگهای ( SCO ) بهبود بخشد و از تنش میان دو کشور بکاهد. این دیدگاه به وضوح توسط یکی از بزرگترین اصول استراتژیک روسیه در قرن بیستم مطرح شد، نخست وزیر سابق و وزیر خارجه یوگنی پریماکوف، که در سال 2015 درگذشت طراح این استراتژی بود.

در گذشته چین بی سر و صدا اما منسجم و پایدار هندوستان را مسدود کرده بود. اما با پاکستان، متحد چین در آنزمان نفوذ پکن  و مسکو در توازن قرار داشت. این حرکت تنها می تواند نقش روسیه در پیشبرد نقش دیپلماسی و امنیت ملی قاره آسیا را تقویت کند. همبرای پکن و هم برای دهلی، جاده ای برای روابط خوب با یکدیگر  و حل مسائلی مانند به اشتراک گذاشتن منابع آب هیمالیا و سرمایه گذاری در توسعه اقتصادی آفریقا در حال حاضر از طریق مسکو اجرا می شود. رئیس جمهور پوتین بصورت ایدئالی عامل و هماهنگ کننده همکاری منظم میان دو کشور غول آسای آسیاست.

این حرکت همچنین باید به عنوان مهمترین واکنش هندوستان به افزایش بی نظمی و غیر قابل پیش بینی ایالات متحده در عرصه جهانی دیده شود.

در واشنگتن و اروپای غربی این حرکات مانند مد ،روزانه و قطعا واکنش ها و بازتاب هایی متفاوت و اما اجتناب پذیر را شاهد هستیم که متهم اصلی آن رئیس جمهور ترامپ است.

در حقیقت این روند هشدار دهنده به نوعی به بمب گذاری کوزوو توسط ایالات متحده و ناتو درسال 1998 باز میگردد؛ نقض عدم تحریم در حقوق بین الملل که هرگونه اقدامی را در آن زمان منع می کرد چرا که  اعضای کلیدی شورای امنیت سازمان ملل متحد با آن مخالفت کرده بودند.

از آن زمان، تحت حمایت و پوشش چهار رئیس جمهور منتخب آمریکا، اشتیاق ایالات متحده برای مداخلات نظامی غیرمنتظره ای در سراسر جهان – که اغلب اوج گرفته و همچنان در جریان است – رنج و بی ثباتی را در طیف وسیعی از کشورها، به ویژه در خاورمیانه (عراق، سوریه، لیبی و یمن) و حتی در اوراسیا (اوکراین) و جنوب آسیا (افغانستان) به ارمغان آوردند.

پیوستن هند و پاکستان به سازمان همکاری شانگهای ( SCO ) نیز همانند خلع سلاح خیره کننده ایالات متحده است.

آمریکا بیش از 70 سال، از زمان استقلال آمریکا متحد و پشتیبان استراتژیک پاکستان بوده است؛ اما روابط این دو کشور از زمان حمله آمریکا به افغانستان که در نوامبر 2001 اتفاق افتاد بصورت مداوم رو به زوال رفته است؛ اما با تمام این اوصاف و تغییرات رفتاری و دیپلماتیک پاکستان سیاست گذاران آمریکایی گمان می کنند اسلام آباد در آب نمک برای روز مبادا خوابیده است و در انتها به ساز آنها خواهد رقصید!

لازم به ذکر است آمریکا در زمان ریاست جمهوری کلینتون، یعنی 17 سال پیش روابط خود با هند را به صورت استراتژیک آغاز کرده است. دعوت و حضور نارندرا مودی نخست وزیر هند در جلسه مشترک کنگره توسط آمریکا درسال 2016 حکم تایید آمریکا برای یک رهبر خارجی منتخب او را داشت.

سیاستمداران و نخبگان آمریکایی بصورت بی پایان اذعان می کردند که هند بعنوان یک کشور انگلیسی زبان دموکرات می تواند تبدیل به شریک ایدئولوژیک و استراتژیک آمریکا در مقابل ظهور اجتناب ناپذیر چین در صحنه جهانی باشد؛ ادعایی که امروز به یک فانتزی مبدل گشته است.

از زمان جنگ سرد از دست دادن هر کشوری در سایز و موقعیت هند یا پاکستان و پیوستن آن به گروه رقیب و یا فقط گروهی از اردوگاه های ایدئولوژیک و گروه های امنیتی می تواند امواجی از شوک، نگرانی، و حتی خشم را در رسانه های آمریکایی بوجود بیاورد؛ با این حال آنچه که ما بعد از این پیشرفت های طولانی مدت مشاهده کرده ایم بسیار شگفت آورتر بوده است. تصمیات دهلی و اسلام آباد تحسین برانگیز نبوده است و در رسانه های اصلی ایالات متحده محکوم و از جریانهای مهم بحث و گفتمان استراتژیک این رسانه ها است و نکات مهم آن که ایدئولوژی آمریکا را زیر سوال می برد توسط این رسانه ها نادیده گرفته می شود.

برای رهبران و شکل دهندگان افکار یک ابر قدرت بزرگ که همچنان بر این باور است که نفوذ و قدرت اول را برای انجام امور خود در جهان دارد این یک نگرانی بالقوه و هشدار دهنده است.

واقعیت این است که ما در یک جهان چند قطبی زندگی می کنیم – و این که ما حداقل از سال 2001 این را به طور واضح انجام داده ایم. با این وجود، این حقیقت آشکار همچنان در واشنگتن، لندن و پاریس انکار خواهد شد.

 

پینوشت: نویسنده، Martin Sieff  در 24 سالی که به عنوان یک خبرنگار ارشد خارجی برای واشنگتن تایمز و اداره یونایتدپرس ، از بیش از 70 کشور گزارش تهیه کرد و 12 جنگ را تحت پوشش قرار داد.

او در مسائل اقتصادی آمریکا و جهانی تخصص دارد.

 

0





اخبار مرتبط

  • حمله بیولوژیک عربستان به 6 استان جنوبی کشور یا هجوم اتفاقی خطرناک ترین ملخ ها!
  • دولت کانادا ۲۵۰ هزار دلار برای کمک به سیل زدگان ایران در اختیار صلیب سرخ کانادا قرار میدهد
  • از تبعات ریاست رئیسی بر دستگاه قضا- نگران از پیگیری ویژه کرسنت
  • رامین کامران-تروریست خواندن این و آن
  • وکیل مرجان شیخ الاسلام: خانم شیخ الاسلام از فیلتر شورای نگهبان رد شده و یک محجبه بود!
  • فرامرزدادرس-سیل ایران و متخصصان بی تخصص/ مدعیان سواد مشتریان احمق نیوزها و کارشناسانی با چند تخصص!
  • لیست تروریستی، مجاهدین خلق یا سپاه پاسداران!
  • آسانژ و «دمکراسی های نمونه» – گرانما ارگان حزب کمونیست کوبا
  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *