آیا اعراب به سمت گسترش روابط با چین خواهند رفت؟

19 تیر 97 - ان آی تی وی نیوز

در قرن‌های گذشته، جمعیت انبوه، تاریخ طولانی، فرهنگ غنی و عوامل اقتصادی از دلایل تمایل قدرت‌ها برای برقراری روابط با کشور بزرگ چین بوده است؛ اما چند دهه پس از جنگ جهانی دوم، چینی‌ها از این تمایل برای توسعه و پیشرفت کشورشان بهره بردند.

چین پس از پایان یک جنگ داخلی خون‌بار و مخرب به‌سرعت تلاش کرد تا به یک ابرقدرت اقتصادی تبدیل شود. صنایع این کشور به خط تولید کالاهای مصرفی کل دنیا تبدیل‌شده و اقتصاد چین علاوه بر نیاز داخلی، تشنه مواد خام و کالاهای ساخته شده است.

در سال‌های جنگ سرد، روابط چینی‌ها با دنیا بسیار محدود بود، اما با فروپاشی نظام کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی، آن‌ها به‌عنوان دولتی قدرتمند و باثبات معرفی شدند.

رهبران پکن در تعاملات خود با دنیا به دنبال توسعه صنایع خود بوده و خواهان نشان دادن این ایده‌اند که دموکراسی، لازمه رشد اقتصادی نیست. چین امروز تلاش می‌کند تا فرصت‌های اقتصادی جهان را به دست آورد، در همه مسائل ژئوپلیتیک حضوری اثربخش داشته باشد و ارتشی قدرتمند و مجهز به‌عنوان رقیب روسیه و ایالات‌متحده ایجاد کرده است. چند دهه پیش، کشورهای توسعه‌یافته می‌توانستند چینی‌ها را نادیده بگیرند، اما این اقدام در شرایط کنونی امکان‌پذیر نیست.

چینی‌ها از قرن‌ها پیش تلاش‌های گسترده‌ای انجام داده‌اند تا قدرت اقتصادی خود را به‌سوی غرب سوق دهند. ساخت جاده ابریشم کهن در دوره فرماندهی امپراتور هان‎ ‎برای دستیابی به بازار آسیای مرکزی و حوزه مدیترانه انجام گرفت؛ اما‎ ‎با سقوط مغول‌ها و آغاز عصر دریانوردی اروپاییان، این مسیر به فراموشی سپرده شد. بدین ترتیب تا قرن‌ها بعد، رهبران پکن هدف‌گذاری تجاری خود را به کشورهای همسایه جنوبی و شرقی معطوف کردند.

اما امروزه چینی‌ها بار دیگر به‌سوی فرصت‌های تجاری غرب سرزمین خود می‌نگرند. در سال ۲۰۱۳ میلادی، پکن از طرحی رونمایی کردند که ده‌ها اقتصاد منطقه اوراسیا، خاورمیانه و شرق آفریقا را با سرمایه‌گذاری در بخش زیرساخت‌های موردنیاز به هم متصل می‌کند. هدف این پروژه که یک کمربند، یک‌راه نام‌گرفته است می‌تواند بر اساس اعلام رهبران چین، رشد اقتصادی کشورهای درحال‌توسعه آسیایی را سرعت بخشد. این کشورها فاقد منابع مالی لازم جهت اجرای پروژه‌های بزرگ زیرساختی نظیر شبکه بنادر آب عمیق و فرودگاه، شبکه فیبر نوری، بزرگراه، راه‌آهن و خط لوله‌های نفت و گاز هستند. هدف ناگفته اجرای این پروژه را باید حفاظت چین در برابر رکود اقتصادی، کاهش رشد اقتصادی و افزایش مقدار بدهی این کشور در سال‌های اخیر دانست. رهبران سرزمین اژدهای زرد معتقدند این زیرساخت‌ها می‌تواند بازارهای جدیدی برای شرکت‌های تجاری و بانک‌های نظام کمونیستی چین فراهم کند.

کارشناسان معتقدند این طرح آینده کشورهای منطقه خاورمیانه و آسیای میانه را شکل خواهد داد. این مسیر از سواحل اقیانوس آرام آغاز شده و تا قلب اروپا امتداد می‌یابد. بر اساس اعلام چینی‌ها ۴ تریلیون دلار سرمایه‌گذاری در سه دهه فرارو با اجرای جاده ابریشم جدید اجرا خواهد شد. فراموش نکنید که ۷۰ درصد ذخایر انرژی دنیا در مسیر این جاده قرار دارد. از سوی دیگر، اقتصاد چین دارای ارزشی ۱۱.۲ تریلیون دلاری بوده و آن‌ها در بازارهای دنیا دارای سهمی زیاد و رو به رشد هستند.

اقتصاد چین پس از ایالات‌متحده، دومین اقتصاد بزرگ دنیا است و این اعداد در کنار جمعیت ۱.۴ میلیارد نفری آن‌ها نشان می‌دهد چرا اژدهای زرد در همه معادلات دنیای امروز به‌ویژه خاورمیانه، آفریقا و آسیا نقش‌آفرینی می‌کند. در فاصله سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰ میلادی، چینی‌ها ۳۱۹ میلیارد دلار در سایر کشورهای دنیا و در بخش‌هایی نظیر کشاورزی، انرژی، بانکداری، فلزات، تولید برق، املاک، فناوری و حمل نقل سرمایه‌گذاری کردند.

در کشورهای درحال‌توسعه به‌ویژه آفریقا، چینی‌ها از سال ۲۰۰۰ میلادی شروع به سرمایه‌گذاری در بخش‌های انرژی و زیرساخت‌ها کرده‌اند. ساخت ۳۶ سد در کشورهای آفریقایی یکی از برنامه‌های کلیدی پکن برای حضور در قاره سیاه محسوب می‌شود.

به صورتی بهت برانگیز روابط چین و کشورهای خاورمیانه در فاصله سال‌های ۱۹۵۰ تا ۲۰۰۰ میلادی محدود بوده است. پس از سال ۲۰۰۱ میلادی، این شرایط با تغییرات زیادی روبرو شد. وابستگی چینی‌ها به واردات نفت و گاز از منطقه خلیج‌فارس با رشدی قابل‌توجه از مرز ۵۰ درصد کل واردات آن‌ها فراتر رفته و آن‌ها تاکنون ۲۰ میلیارد دلار در این منطقه سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

رهبران چین طرح راه ابریشم جدید و یا یک کمربند یک‌راه را مطرح کرده‌اند که از آن بانام مادر پروژه‌های زیرساخت‌های دنیا نام‌برده می‌شود. خاورمیانه یکی از گذرگاه‌های کلیدی این کریدور محسوب می‌شود، اما تأمین امنیت یکی از پیش‌شرط‌ها است.

این پروژه از دو بخش تشکیل شده است: مجموعه‌ای ازکریدورهای اقتصادی خشکی که چینی‌ها به مجموعه آن کمربند اقتصادی جاده ابریشم می‌گویند و جاده ابریشمی دریایی قرن بیست و یکم که از دریای چین جنوبی آغاز و پس از عبور از اقیانوس هند به دریای مدیترانه می‌رسد. بخش نخست کریدورهای کمربند اقتصادی جاده ابریشم، مناطق شمال شرقی چین را به دو منطقه سرشار از منابع انرژی مونگولیا و سیبری با یک شبکه راه‌آهن مدرن متصل می‌کند.

دومین کریدور نیز مناطق غربی ژین چیانگ چین را به بندر آب عمیق گوادر پاکستان در آب‌های دریای عربی متصل می‌نماید. رهبران پکن سرمایه‌گذاری هنگفتی در اتصال استان‌های جنوب غرب چین به اقیانوس هند با ایجاد شبکه راه‌آهن بنادر بزرگراه خط لوله و کانال‌هایی در هند بنگلادش و میانمار (برمه) انجام داده‌اند. در مسیر جنوب نیز چین در حال اجرای کریدور اقتصادی چین- ایندوچینا است که ۶۰۰ میلیون نفر از ساکنان جنوب شرق آسیا را با سرمایه‌گذاری در بنادر و راه‌آهن تندرو به اقتصاد چین متصل می‌کند. همچنین پکن در نظر دارد تا دو پروژه ریلی را تکمیل نماید: مسیر نخست از استان هینان آغاز شده و با عبور از آسیای میانه ایران و ترکیه به هاب هایی در لهستان آلمان و هلند متصل می‌شود.

مسیر دوم نیز که پل زمینی اوراسیای جدید نام دارد، چین را به از طریق روسیه به اروپا متصل می‌نماید. درمجموع پکن در حال تکمیل کریدوری است که بنادر جیبوتی، کنیا، تانزانیا و موزامبیک را به دریا سرخ مدیترانه شرقی و مرکز و جنوب شرق اروپا متصل می‌کند.

در شرایط کنونی، جهان عرب باید اطمینان یابد که روابطی قدرتمند و عمیق با چینی‌ها خواهند داشت. مجله فوربس پیش‌بینی کرده که با عملیاتی شدن پروژه یک کمربند یک‌راه، شاهد تغییر در موازنه جهانی قدرت و دگرگونی مهره‌های بازی ژئوپلیتیک دنیا خواهیم بود. با به قدرت رسیدن ترامپ با شعار آمریکای پیشگام، روابط ایالات‌متحده با متحدان راهبردی‌اش نظیر اتحادیه اروپا، کانادا و مکزیک با چالش روبرو شده و حضور بین‌المللی آمریکایی‌ها همراه با قدرت و نفوذ سیاسی آن‌ها با تهدیدی جدی روبرو شده است.

کشورهای عربی نیازمند تثبیت روابط اقتصادی خود با چین هستند. در سال ۲۰۵۰ میلادی این کشور با عبور از آمریکا به بزرگ‌ترین اقتصاد دنیا تبدیل خواهد شد. این شرایط نوین، تأثیری چشمگیر بر نقشه تجارت جهانی و سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی خواهد داشت.

من معتقدم دولت‌های عربی باید برای افزایش ثبات در این منطقه تلاش کنند، بازارهای خود را به روی کالاها و سرمایه‌گذاران چینی بگشایند، از سرمایه‌گذاری‌های مشترک استقبال نمایند، دانشجویان خود را روانه این کشور کنند و خود را به شریکی کلیدی برای تبادل کالا و خدمات با منابع انرژی تبدیل کنند.

کشورهای عربی در آستانه عصری نوین قرارگرفته‌اند. یک ابرقدرت بزرگ درحال‌توسعه توانایی‌های خود است و بازی جهانی قدرت و مهره‌های آن همراه با الگوهای نظام اقتصاد دنیا در حال تغییر است. این فرصت نباید از دست رود تا ثبات و رشد در سال‌های آینده تضمین گردد.

نویسنده: حافد القویل
مترجم: محسن داوری
منبع: Arab News






پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *