برگی از تاریخ- میراث دار مصدق آقای زنگنه! و پایان صادرات گاز از شرق

28 مرداد 97 – ان آی تی وی نیوز

در مرداد 96 عبدالکریم حسین زاده در یادداشت کوتاهی با اشاره به همزمانی دفاع بیژن نامدار زنگنه و سالگرد کودتای  ۲۸ مرداد نوشت: «کتاب تراژدی تنهایی «مصدق» را دیشب تمام کردم… شاید همزمانی کودتای ۲۸ مرداد و دفاع زنگنه (در رای اعتماد دولت دوازدهم) که میراث‌دار راه مصدق در مسیر ملی شدن صنعت نفت است و تکرار همان تهمت‌ها و بی‌حرمتی‌ها وادارم کرد که این مطالعه را به سرانجام برسانم.

در پاسخ به این ادعا یکی از ده ها فجایع مهم نفت و انرژی، این میراث ملی مردمی ایرانیان از سوی آقای زنگنه، میراث دار مصدق به گفته آقای حسین زاده را یاد آوری می کنم: پایان صادارت گاز از شرق ایران در اسفند 96

 

امضای یک قرارداد مهم گازی در منطقه بار دیگر نشان داد وزارت نفت درک درستی از دیپلماسی انرژی نداشته و طبق معمول با فرصت سوزی و از دست دادن موقعیت‌های حیاتی٬ جاده انفعال در دیپلماسی انرژی را انتخاب کرده است.

روز جمعه بود که عملیات احداث خط لوله تاپی با مقامات رسمی جمهور افغانستان٬ ترکمنستان و هند آغاز شد. خط لوله‌ای که قرار است گاز ترکمنستان را به افغانستان٬ پاکستان و هندوستان برساند و برای همیشه بازار شرق آسیا را از ایران بگیرد. این اتفاق در شرایطی رخ داد که وزیر نفت همین چند روز پیش گفت که بعید است این خط لوله اجرایی شود تا با چنین نظری٬ پرده بر کم‌کاری و ضعف خود در دیپلماسی انرژی بگذارد.

خط لوله تاپی که دو دهه بر سر زبان‌ها افتاده است برخلاف تصورات وزیر نفت و مدیران وی٬ تا چند سال دیگر به بهره‌برداری خواهد رسید و شرکت‌ و بانک‌های معتبر وظیفه احداث و تأمین منابع مالی این خط لوله را برعهده‌گرفته‌اند. 33 میلیارد مترمکعب گاز طبیعی برای این مهم اختصاص داده شده است که تقریباً حدود 4 برابر میزان صادرات گاز ایران به ترکیه است.

تاپی برای همیشه ایران را از صادرات گاز به شرق کشور حذف خواهد کرد تا شاید وزیر فعلی نفت از اقدام شتابزده خود در سال 92 پشیمان شود که البته بعید است. روزی که قرارداد صادرات گاز ایران به پاکستان امضا شد و پاکستان با کارشکنی‌های خود اعلام کرد پولی برای ساخت خط لوله در کشورش ندارد٬ وزارت نفت گذشته با اختصاص 500 میلیون دلار از منابع خود به پاکستان٬ اعلام کرد شرکت‌های ایرانی کار ساخت خط لوله و تأسیسات را در خاک این کشور بر عهده می‌گیرند تا 500 میلیون دلار وام اختصاص داده شده٬ در صورتحساب‌های گازی ارسالی برای اسلام‌آباد ثبت و دریافت شود.

این اقدام ایران ازآنجا نشات گرفت که پاکستان بهانه‌های بسیاری را می‌آورد هرچند که یک قرارداد رسمی میان دو کشور وجود داشت و عزم وزارت نفت برای اجرایی کردن صادرات گاز به همسایه شرقی خود٬ باعث شد تا همه سرعت‌گیرهای موجود از سر راه برداشته شود. با توجه به اینکه قرارداد رسمی میان پاکستان و ایران امضا شده و طرفین متعهد به اجرای تعهدات خود بودند وزارت نفت یک قدم بیشتر برداشت تا گاز ایران را به اسلام‌آباد برساند ولی سال 92 و زمانی که زنگنه وزیر شد٬ بلافاصله وام 500 میلیون دلاری فراموش شد و وزیر نفت روند صادرات گاز به پاکستان را متوقف کرد.

این اقدام موجب شد تا پاکستانی‌ها با خیالی راحت به سمت واردات گاز از قطر و ترکمنستان برنامه‌ریزی و حرکت کنند که این دو کشور٬ دو رقیب اصلی ایران در منطقه هستند؛ اما واکنش وزیر نفت به انتقاد کارشناسان چه بود؟ وی گفت ما می‌دانیم که پاکستان پولی برای پرداخت ندارد و به همین دلیل از تکمیل خط لوله صادراتی صرف‌نظر کردیم! این گفته شبیه به همین موضع چند وقت پیش خودش بود که گفت بعید است تاپی اجرایی شود.

پاکستانی که به گفته وزیر نفت پولی برای پرداخت ندارد٬ گاز مایع گران‌تری نسبت به گاز ایران به‌صورت نقدی می‌خرد و حالا می‌خواهد مشتری گاز ترکمنستان شود. با تصمیم شتابزده زنگنه در حوزه صادرات گاز به پاکستان و تمام شدن این کشور برای گاز ایران٬ حالا باید افسوس خورد که به دلیل عدم درک صحیح مسئولان کشور از منافع بلندمدت کشور٬ بازارهای صادرات گازی ایران از دست می‌رود.

فرصت سوزی ایران در صادرات گاز ایران به پاکستان زمانی تأسف‌برانگیزتر است که در مراسم احداث خط لوله 1800 کیلومتری تاپی٬ سخنگوی طالبان هم حضور دارد و از اراده طالبان برای تأمین امنیت این خط لوله می‌گوید. ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان هم گفته، این گروه آماده تضمین امنیت خط لوله تاپی است. وی گفت: «ما آماده حفاظت از تاپی هستیم. این پروژه خوب و برای اقتصاد افغانستان مهم و حیاتی است.»
رئیس‌جمهوری افغانستان نیز در مراسم آغاز ساخت خط لوله تاپی در خاک افغانستان گفت: «امیدواریم نسل بعدی ما این خط لوله را به‌عنوان شالوده‌ای از یک موضع مشترک در منطقه ما ببیند که هدف از آن بهبود وضعیت اقتصاد، ایجاد شغل و افزایش امنیت است.»

چه رئیس‌جمهور افغانستان و چه نخست‌وزیر پاکستان که خود روزی طرفدار واردات گاز از ایران بود٬ همه و همه از تعهد خود به تاپی گفته و رسماً اعلام کردند تا آخرین مرحله به تعهدات خود پایبند هستند. همه‌چیز برای این کشورها مهیاست و تا کمتر از 4 سال دیگر صادرات گاز به این کشورها آٰغاز خواهد شد. تفاوت مسئولان این کشورها باتجربه‌های ناچیز در برابر تجارب وزارت بیژن نامدار زنگنه٬ به‌درستی منافع ملی خود را درک کرده‌اند ولی وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران با نادیده گرفتن واقعیات٬ می‌گوید بعید است تاپی اجرایی شود!

به لطف تصمیمات 4 سال گذشته زنگنه و تقدیم بازار شرق آسیا به ترکمنستان از یک‌سو و تبدیل موضوع واردات گاز از ترکمنستان به یک پرونده حقوقی که جریمه 2 میلیارد دلاری برای ایران در پی دارد٬ می‌توان به شیوه جالب دیپلماسی انرژی ایران پی برد. موضوعی که رئیس‌جمهور آن را یکی از ویژگی‌های زنگنه شمرد اما تنها در یک مورد٬ شاهد ضعف شدید این مهم هستیم.

حالا که عربستان سعودی از حمایت مالی خود برای احداث تاپی گفته است٬ حالا که ترکمنستان نگرانی از بابت مشتی ندارد٬ حالا که قطری‌ها ایران را حذف شده می‌دانند و تلاش‌های 20 ساله آمریکا برای عدم صادرات گاز ایران به پاکستان به ثمر نشسته است٬ باید پرسید چه کسی و چه نهادی دقیقاً و به‌طور باورنکردنی در زمین دشمنان ایفای نقش کرده است؟

نمی‌توان از یاد برد روزهایی را که وزارت نفت را بال دوم سیاست خارجی و دیپلماسی معرفی می‌کردند که تا امروز این بال٬ کاملاً در خدمت رقبا و دشمنان ایران بوده است. در آینده زوایای دیگری از عملکرد وزارت نفت در حوزه دیپلماسی انرژی خواهیم نوشت.

 

سید غلامحسین حسنتاش کارشناس ارشد انرژی نیز در بهمن 96 طی یادداشتی نکاتی را درباره اظهارات وزیر نفت مطرح کرد:

1- مهندس زنگنه به‌درستی اشاره کرد که پائین‌آوردن شدّت مصرف انرژی یکی از نشانه‌های توسعه‌یافتگی است اما از ایشان سؤال نشد که در این رابطه و در مسیر توسعه‌یافتگی چه اقدامی انجام داده است.
درحالی‌که احکام مهمی در قانون برنامه پنجم در این رابطه وجود داشت اینک که گزارش عملکرد برنامه منتشر شده است نشان می‌دهد که ضعیف‌ترین عملکرد در این بخش بوده است. نگارنده بارها نوشته‌ام و بررسی‌های زیادی در این زمینه شده است که هزینه آزاد کردن یک واحد انرژی از طریق صرفه‌جوئی از هزینه تولید یک واحد انرژی جدید کمتر است ضمن اینکه آثار مثبت زیست‌محیطی هم دارد و اشتغال‌زا هم هست و فرهنگ بهره‌وری را هم ترویج می‌کند. در ابتدای دولت یازدهم حرف‌های زیادی در این زمینه زده شد و در اسناد مختلف درج شد ولی اینک همه به فراموشی سپرده شده است.

2- مهندس زنگنه از شروع تولید بعضی از میادین نفتی مشترک گفت و اعدادی را اعلام نمود، اما از ایشان پرسیده نشد که طرف مقابل چه میزان تولید می‌کند. به‌عنوان‌مثال ایشان گفت به‌تازگی 20 هزار بشکه از لایه نفتی پارس جنوبی برداشت می‌شود اما پرسیده نشد که چرا قطر نزدیک به بیست سال است از این لایه برداشت می‌کند و خیلی بیش از یک میلیارد بشکه تاکنون از آن استخراج کرده است و هم‌اکنون نیز تولیدش بیش از 300 هزار بشکه در روز است و ما اخیراً شروع کرده‌ایم آن‌هم با 20 هزار بشکه در روز.

3- مهندس زنگنه گفت که در میادین موجود (قدیمی) افت تولید هم داشته‌ایم چون کمبود منابع داشته‌ایم و حتی نتوانسته‌ایم برای جبران افت تولید هم هزینه کنیم. مجری از ایشان پرسید که آیا در بودجه 97 چیزی گذاشته‌اند و ایشان جواب داد که نگذاشته‌اند اما سؤال نشد که پس آن 14.5 درصد سهم نفت از کل درآمد صادرات نفت که اصولاً برای بخش بالادستی نفت و حفظ توان تولید است و همه‌ساله در بودجه دولت لحاظ شده و در بودجه 97 هم تداوم دارد، کجا می‌رود. ارزش این 14.5 درصد با توجه به میزان صادرات و قیمت نفت حداقل در سال‌های بعد از برجام بین 6 تا 8 میلیارد دلار برآورد می‌شود.

4- مهندس زنگنه اشاره کرد که تولید گاز ما از میدان پارس جنوبی از قطر پیشی گرفته است و البته این در جای خود قابل‌تقدیر است؛ اما سؤال نشد که وضعیت تولید تجمعی دو طرف چیست که تولید تجمعی قطر از این میدان متأسفانه حدود سه برابر ما است.

5- در مورد درآمد شرکت ملی گاز از فروش گاز و ادعای دیوان محاسبات بر عدم واریز بیش از 11 هزار میلیارد تومان آن به خزانه ایشان پاسخ‌هایی دادند ولی از ایشان سؤال نشد که کل فروش گاز در سال 95 چه میزان و قیمت آنچه میزان بوده است. نگارنده در این مورد به‌تفصیل نوشته‌ام و در اینجا از آن در می‌گذرم، در مورد بقیه عدد و رقم‌های ایشان نیز شبهات جدی وجود دارد.

6- در مورد 5 هزار میلیارد تومان اوراق مشارکت هم که دیوان ایراد گرفته بود که چرا اقدام نکردید ایشان به‌درستی توضیح دادند که ما مجاز بودیم و مخیر و این ایراد نیست اما مجری که خودش چند ماه قبل (12 شهریور 96) در همین برنامه میزبان زنگنه بود نپرسید که پس چرا شما در برنامه قبل در شهریورماه فرمودید که در این مورد اقدام کرده‌ایم.

البته دیوان محاسبات در این مورد اشکال مالی نگرفته بود و بی‌توجهی به میادین مشترک را نتیجه گرفته بود که در این مورد هم قبلاً به‌تفصیل نوشته‌ام و درمی‌گذرم.

7- ایشان در مورد اِشکال دیگر دیوان محاسبات به عدم واریز وجوه پرداختی پتروشیمی‌ها بابت میعانات گازی به خزانه چند بار نام ستاد ویژه تدابیر اقتصادی را بردند و ذکر کردند که از این ستاد اجازه گرفته‌اند که وجه آن را صرف واردات بنزین کنند؛ اما از ایشان سؤال نشد که هیئت‌وزیران در دولت یازدهم در اولین روزهای کاری خود در مرداد 92 طی مصوبه‌ای تمام ستادها و کمیسیون‌های ویژه و ازجمله ستاد ویژه تدابیر اقتصادی را (غیر از کمیسیون‌های دائمی دولت) منحل نمود و لذا منظور ایشان کدام ستاد است؟

8- در همین قسمت از مصاحبه و در مورد گزارش تفریغ بودجه دیوان محاسبات ایشان بارها تأکید کردند که در انتشار این مطالب در افکار عمومی باید احتیاط کرد. محدود کردن انتشار اطلاعات صنعت نفت همیشه از حساسیت‌های ویژه ایشان در همه دوره‌های وزارتشان در نفت بوده است و کسانی که به این مسائل می‌پردازند و ازجمله نگارنده همیشه تحت‌فشار بوده‌اند و فضای نفت بسیار بسته است؛ اما باید از ایشان پرسید که مگر شما نفت را مال و حق عموم مردم نمی‌دانید چرا نباید مردم از اموالشان با خبر باشند. چه کسی گفته است که شما در اطلاع از وضعیت اموال مردم محق‌تر و ذیصلاح‌تر از دیگران هستید؟ مگر شما خود را جزو طیف اصلاح‌طلب نمی‌دانید و مگر مشی اصلاح‌طلبانه باور به آزادی و آزادی بیان و گردش آزاد و شفافیت اطلاعات نیست؟ این برافروخته شدن از هر نقدی و گزارشی چه دلیلی دارد؟ آیا مدیران زیرمجموعه شما اجازه دارند مصاحبه کنند و پاسخ‌های دقیق‌تری فراتر از رفع‌ورجوع کردن موارد که نفت در لوله است»، بدهند و اگر هم دیوان اشتباه کرده است مردم را قانع کنند که چه مشکلاتی در تعاملات و دادوستد اطلاعات وجود دارد که چنین مغایرت‌های بزرگی پیدا می‌شود. آیا این نوع رفع‌ورجوع کردند نوعی توهین به افکار عمومی نیست؟

جناب وزیر در توجیه اینکه چرا نباید این‌ها را در معرض افکار عمومی قرارداد چند بار تکرار کردند که حالا مردم فکر می‌کنند این پول‌ها یا کسری نفت خام برده شده و خورده شده. اهل‌فن می‌دانند گزارش‌های تفریغ بودجه عمدتاً منعکس‌کننده تخلفات بودجه‌ای و عدم رعایت قوانین و مقررات در واریز و هزینه کرد ردیف‌های بودجه‌ای است و البته تخلف از قوانین و مقررات زمینه‌ساز سوءاستفاده نیز هست؛ اما باید دید در چه فضائی است که مستعد این شایعات و بدبینی‌ها است و آن زمینه‌ها را باید از بین برد.

همچنین ایشان توجیه کردند که این مباحث فنی است درصورتی‌که اغلب اشکالات دیوان اگر بنا بر شفافیت باشد، در حد چهار عمل اصلی است.

9- در مورد اعتراضات اخیر فارغ‌التحصیلان دانشگاه نفت در مورد استخدامشان، آقای مهندس زنگنه به‌درستی گفت که صنعت نفت به این میزان فوق‌لیسانس و دکتری نیاز ندارد بلکه به نیروی فنی و تکنسین کارآزموده نیاز دارد؛ اما از ایشان پرسیده نشد که اگر چنین است چرا در دوره قبل وزارتتان در نفت به حرف هیچ‌کس گوش نکردید و آموزشگاه‌های فنی که تکنسین‌های درجه‌یک تربیت می‌کردند را تعطیل فرمودید و ظرفیت‌های آموزش‌های آکادمیک منجر به مدارک تحصیلی را توسعه دادید.

10- در بحث دزدی انجام شده در مدیریت اکتشاف جناب وزیر اشاره کردند که سارق فراری در مواردی بر روی یک سند چند بار چک کشیده است؛ اما کسی از ایشان نپرسید که درحالی‌که در سیستم‌های دولتی هر چک حداقل دو امضاء مدیران بالا را دارد، شما چه مدیران علامه و هوشمندی را گمارده‌اید که برای یک سند سه بار چک امضا می‌کنند و متوجه نمی‌شوند و خصوصاً در این شرایط بی‌پولی حساب سرانگشتی دخل‌وخرج سیستم تحت مدیریتشان را هم ندارند.

جناب وزیر فرمودند ما همیشه نگران فسادهایی بودیم که هیچ جوری نمی‌شود جلوی آن را گرفت و فهمید و فقط با کار اطلاعاتی می‌شود فهمید چون پول خارج از سیستم ردوبدل می‌شود؛ مانند رشوه گرفتن برای رد کردن صورت‌وضعیت پیمانکاران یا برنده کردن آن‌ها در مناقصات. بسیار جای تأسف است که ایشان نمی‌دانند که با سیستم‌های پیشرفته مالی و کنترلی و مناقصات که دخالت افراد را کاهش داده و به حداقل می‌رساند تا حدود زیادی می‌توان احتمال این خلاف‌ها را کاهش داد و این فرمایش ایشان اعتراف به فرسودگی سیستم‌های نفت است که روزگاری در این امور در کل کشور پیشتاز و الگو بود. نکته مهم دیگر این است که خصوصاً در مواردی که رشوه عدوانی گرفته می‌شود اگر حتی یک مرجع قابل‌اعتماد در کل سازمان وجود داشته باشد که پیمانکاران بتوانند با اطمینان به آن پناه ببرند و مطمئن باشند که به حقشان رسیدگی می‌شود و گرفتاری بیشتری پیدا نمی‌کنند، باز بسیاری از موارد کنترل می‌شود و شاید چیز بسیار کمی برای مراجع اطاعاتی باقی بماند.

مطلب مورد تأسف در این مورد هم این بود که باوجوداینکه جناب وزیر به اعجاب‌آور بودن این نوع دزدی در سیستم دولتی معترف بودند و گفتند در عمر خدمتی سی‌وچندساله شأن در دولت چنین چیزی ندیده‌اند حاضر نشدند یک عذرخواهی درست‌وحسابی از مردم بکنند که کاسه‌هایشان چنین به آبکش تبدیل شده است! و بیشتر از موضع یک شخص ثالث برخورد می‌کردند؛ و سعی کردند این را هم به‌نوعی به گردن مراجع بیرون از نفت بیندازند، درصورتی‌که اهل‌فن می‌دانند که در سیستم بسته نفت که همه نظامات آن داخلی است مراجع بیرونی اگر هم ورود داشته باشند، ورود مبسوط ندارند.

11- در مورد عدم تعهد پاکستان در مورد قرارداد خرید گازش از ایران، آقای وزیر توضیح دادند که ما میلیاردها دلار خرج کرده‌ایم و خط لوله را تا نزدیک مرز رسانده‌ایم و درواقع معترف بودند که این سرمایه‌گذاری عظیم عاطل مانده است اما باز از ایشان سؤال نشد که در دوره قبلی وزارت شما خیلی‌ها به شما گفتند که گاز بردن به پاکستان توجیه ندارد و شما توجه نکردید. مقصد اصلی بردن گاز به شرق، کشور هندوستان بود و پاکستان تنها کشور واسطی بود که با برداشت مقداری از گاز در مسیر، اقتصاد خط لوله موسوم به صلح را بهتر می‌کرد و لذا بعد از اعلام خروج هندی‌ها پیگیری کار با پاکستان اصولاً موضوعیتی نداشت و عاقبت آن قابل پیش‌بینی بود اما شما توجه نفرمودید.

12- مهندس زنگنه درجایی از صحبتشان گفتند که صنعت نفت با 70 هزار نفر اداره می‌شود و الان بیش از دویست هزار نفر پرسنل دارد؛ اما کسی نپرسید که اگر چنین است چرا شما در دور قبلی وزارتتان 20 تا 30 شرکت در صنعت نفت را با کمترین بررسی و مطالعه به 200 تا 300 شرکت تبدیل کردید و پست‌های سازمانی را چند برابر کردید و مکش برای جذب نیرو ایجاد کردید و دولت بعد باکس‌های سازمانی طراحی شده به‌وسیله شما را پر کردند.

اما طنز مسئله این است که درحالی‌که صداوسیما برای تاختن به دولت و مچ‌گیری از دولت چراغ سبز دارد و فارغ‌البال است در مورد نفت در بدترین شرایط به داد می‌رسد و در برنامه‌ای با مجری ملایم و نا مطلع زمینه رفع‌ورجوع یک‌سویه را فراهم می‌کند. برنامه‌ای که ظاهر آن‌ها برای پاسخگویی صِرف به گزارش تفریغ بودجه نبود و با بررسی دستاوردهای صنعت نفت شروع شد اما در میانه کار یک زرنگی دیپلماتیک آقای وزیر با یک فراموش‌کاری و ناشیگری همراه شد و ایشان فرمودند ما انتظار داشتیم که رئیس دیوان محاسبات و دیگران هم در این برنامه می‌آمدند! و مجری محترم هم بعد از گیج شدن از این فرمایش، همراهی کرد که شاید حاضر نباشند بیایند (کسی حریف جناب وزیر نیست). گویا نفت به سفره رسانه رسیده است؟!

آنچه ذکر شد سؤالاتی در محدوده همین برنامه نمایشی بود وگرنه در آینده تاریخ کشور جناب وزیر محترم باید پاسخگوی سؤالات بسیار مهم‌تری باشند.

0





اخبار مرتبط

  • درخواست دوباره امیرعباس فخرآور از ترامپ برای حمله نظامی و تحریم بیشتر مردم ایران
  • در پی تجزیه طلبی بی بی سی-مهاجرانی هم از بی بی سی رخت بست
  • خبرنگار اعزامی بی بی سی در تهران و قم- پاسخ مردم ایران به تحریم های آمریکا و ترامپ
  • همزمانی عجیب طرح حجاب با اتفاقات مهم ملی
  • استفاده مریم رجوی از “مصدق” و مبارزات ملی ایران
  • نهادهای امنیتی ورود کنند- اسرار انرژی ایران در دست شریک اسرائیل
  • سردبیر اعتماد:کسی حق ندارد حتی به بی حجاب ها توهین کند
  • حجت الاسلام نیازی:واقعیت نقش سعید امامی در قتلهای زنجیره ای چه بود؟
  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *