آمریکن کانسرواتیو: با پیروزی اسد و متحدانش، آمریکا دیگر نفوذی در سوریه ندارد

23 شهریور 97 - ان آی تی وی نیوز

سایت  خبری آمریکن کانسرواتیو نوشته است:جنگ داخلی در سوریه پایان یافته و دولت سوریه در این جنگ به پیروزی رسیده است و آمریکا دیگر نمی تواند روسیه، سوریه یا حتی ایران را مجبور به انجام کاری کند. مداخله ای که آمریکا در سوریه انجام داده است، از اساس اشتباه بود.

پایگاه اینترنتی آمریکن کانسرواتیو گزارش داد: پایتخت سوریه تا حدودی شبیه واشنگتن دی سی است، ساختمان های دولتی پرهیبت، ترافیک سنگین، خیابان های شلوغ و مقاماتی خودکامه؛ دور تا دور ساختمان های دولتی را دیوارهای بتنی در بر گرفته است. شاید تنها تفاوتی که بتوان در این میان پیدا کرد، تبلیغات دولتی است که همه جا دیده می شود: هر جایی که بروید تصویر "بشار اسد" رئیس جمهور سوریه و پدرش، "حافظ اسد" را می بینید، در حالی که تصویر "دونالد ترامپ" رئیس جمهور آمریکا در واشنگتن پیدا نمی شود.

همچنین موضوع غیرعادی، وجود ایست بازرسی هایی است که در سراسر پایتخت وجود دارد. هر چند که تهدید تروریسم بیشتر آمریکایی ها را به وحشت می اندازد، این تهدید برای ساکنان دمشق نوعی از آرامش را ایجاد می کند.

تا همین اواخر، شورشیان برخی از حوالی دمشق را در کنترل خود داشتند که از همان جا اقدام به شلیک توپ و خمپاره به شهر می کردند. امروز در این مناطق که چند دقیقه ای با دمشق فاصله دارند و به ویرانه تبدیل شده اند، آرامش برقرار است؛ شاید آرامش گورستانی برقرار باشد ولی دست کم آرامش برقرار است.

وضعیت مشابهی در حمص و حلب نیز مشاهده می شد، با این تفاوت که ویرانی ها گسترده تر و شدیدتر بودند. در حلب، یک منطقه به صورت کامل نابود شده با این حال دیگر مناطق و شهرها در حال بازسازی بودند. دولت بدون حضور بیش از اندازه و آشکار، حاکمیت دارد. این جنگ به پایان رسیده و آنها (دولت سوریه) پیروز این جنگ هستند.

آخرین مناطق تحت کنترل شورشیان یعنی اطراف ادلب اکنون با تهدید حمله فوری نیروهای ارتش سوریه مواجهند که با حملات هوایی روسیه پشتیبانی می شوند. روسیه به رژیم اسد درباره استفاده از تسلیحات شیمیایی هشدار داده است و در صورتی که این تسلیحات مورد استفاده قرار نگیرند، آمریکا مداخله ای صورت نمی دهد. پیامدهای انسانی این حملات می تواند بسیار وخیم باشد ولی بیشتر پیش بینی ها نشان می دهند اسد پیروز این میدان خواهد بود.

در این صورت، بخشی از سرزمین های شمالی که نیروهای آمریکایی با کردها همکاری می کنند با مناطقی از جنوب شرق و هم مرز با عراق که دیگر پایگاه آمریکایی ها در آن قرار دارد، تنها مناطقی خواهند بود که از کنترل دولت سوریه بیرون مانده اند.

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به دنبال خارج کردن نیروهای آمریکایی از درگیری های سوریه بود تا فقط آن میزان که برای شکست دادن داعش کافی باشد، باقی بمانند. با این حال دولت آمریکا به تازگی اعلام کرده که به دنبال  حضور دائمی در سوریه است، هر چند که این اقدام غیرقانونی است و بدون اجازه کنگره صورت می گیرد.

به گفته واشنگتن، فقط دو هدف در این میان وجود دارد، اول اینکه اسد را مجبور به کناره گیری از قدرت کنند که احتمالا این کار با مذاکرات سیاسی و همکاری با روسیه انجام گیرد. هدف دیگر نیز مجبور کردن ایران برای خارج شدن از سوریه است که گمان می رود این یکی هم با همکاری ایران باشد.

البته اینها طرح هایی عجیب و دون کیشوتی به نظر می رسند. جنگ داخلی در سوریه پایان یافته و دولت سوریه در این جنگ به پیروزی رسیده است و آمریکا دیگر نمی تواند روسیه، سوریه یا حتی ایران را مجبور به انجام کاری کند. مداخله ای که آمریکا در سوریه انجام داده است، از اساس اشتباه بود.

شکی نیست که حوادث سوریه یک فاجعه انسانی به شمار می آید. با این حال این دلیل نمی شود آمریکا بخواهد جان مردم خود و ثروت این کشور را در جنگ طولانی و گزنده دیگری تلف کند. آمریکا هفده سال است که در افغانستان و پانزده سال است که در عراق به دام افتاده و هیچ روزنه ی امیدی برای خروج نیز ندارد. اقداماتی که آمریکا می تواند در سوریه انجام دهد، محدود هستند جز اینکه بخواهد طرفی درگیر و فعال در درگیری پیچیده و چند جانبه ای باشد که چندین بازیگر بد نیز دارد. "بشار اسد" رئیس جمهور سوریه یکی از آنهاست ولی داعش و جبهه النصره، گروه وابسته به القاعده دسته دیگری از گروه بندی تقابل سوریه را تشکیل می دهند که به مراتب بدتر، جنایتکارترو خودکامه ترند که با مردم زیر دست خود با بی رحمی برخورد می کنند و کسانی را که باوری متفاوت دارند، تهدید می کنند؛ آمریکایی ها نیز شامل همین دسته می شوند.

در برابر، تلاش برای «میانه رو» کردن شورشیان در سوریه تا حدود زیادی بی اثر و بی مورد از آب در آمد. آنها هرگز به معنی واقعی برای کسب قدرت آمادگی نیافتند و هر از گاه نیز با گروه های افراط گرا همکاری و نیروهای و تسلیحاتی را که آمریکا برای آنان ارسال می کرد به این گروه ها تسلیم کردند.

همچنین، برکنار کردن اسد نیز نمی تواند به بحران انسانی در این کشور خاتمه دهد. کنار زدن وی به احتمال زیاد به شروع دور بعدی درگیری ها بر سر اینکه چه کسی جانشین وی خواهد شد، منجر شود.

در کشورهای مختلف همچون نیکاراگوئه، ائتلاف هایی  با بیرون راندن دیکتاتوری که از دیرباز روی کار بود، بی رحم ترین خودکامگان را از میان خود روی کار آورده اند. دلیلی ندارد که فکر کنیم سوریه موردی متفاوت خواهد بود. علوی ها، مسیحیان و دیگر اقلیت های سوریه، دسته گلی را که واشنگتن در عراق به آب داده بود دیده اند و نمی خواهند به پایانی مشابه دچار شوند. بنا به دلایلی که قابل درک هستند، آنها اسد را بهترین گزینه برای حفاظت از خود می دانند.

در هر صورت، امروز توان واشنگتن برای نفوذ در سوریه اندکی بیشتر از صفر است. نیروهای آمریکایی بخشی از خاک این کشور را به عنوان کشوری مستقل اشغال کرده اند و حتی کمترین اجازه حقوقی نیز برای این کار نداشته اند. دولت اسد نیز امروز بیش از هر زمان دیگر در دوره هفت ساله جنگ داخلی این کشور در امنیت به سر می برد. چه دلیلی دارد که اکنون بخواهد کنار برود؟ سیاست آمریکا باعث شده است رژیم اسد برای مردم خود بتواند بهانه ای قابل قبول برای کندی پیشرفت و بهبود ارائه کند.

دولت آمریکا گفته است از فرایند بازسازی در مناطقی که تحت کنترل دولت سوریه باشند، حمایت نخواهد کرد. به نظر می رسد آنها به دنبال این هستند که مردم سوریه بپا خیزند و زنجیری را که اسد بر گردن آنها افکنده است، دور بیندازند. با توجه به پیروزی دمشق بر دشمنان پرشماری که از حمایت تسلیحاتی و مالی خوبی نیز برخوردار بودند، این مساله چندان محتمل نیست. به هر روی، سوری های ناراضی بیشتر واشنگتن را هدف خشم خود قرار می دهند زیرا این احساس به آنها دست می دهد که آمریکا آنها را به خاطر گزینه های سیاسی مورد نظر خود مجازات می کند؛ مردمی که قدرت انتخاب این گزینه ها را نداشتند.

برای مسکو نیز امکان جایگزینی اسد وجود ندارد زیرا دولت سوریه زمین را در دست دارد. بیشترین کاری که روس ها می توانند انجام دهند این است که حمایت هوایی خود را در این منازعه که تا حدود زیادی تمام شده به شمار می آید، متوقف کنند.

از دیگر سو، پوتین تا حدود زیادی روی روابط خود با سوریه حساب باز کرده است و گمان نمی رود روابطش را با دمشق به خطر بیندازد. روابط دو طرف بسیار نزدیک است: تصاویر پوتین و اسد در همه جا دیده می شود؛ دو کشور پایگاهی هوایی در نزدیکی سواحل مدیترانه را به صورت مشترک استفاده می کنند و کامیون های نظامی ارتش روسیه در این کشور تردد دارند. این باور هم که روسیه بخواهد یا حتی اینکه بتواند ایران را مجبور به خروج از سوریه کند رویکردی توهم آمیز است: تهران متحد دیرباز سوریه به شمار می آید و منافعی که در این کشور دارد به مراتب بسیار بیشتر از واشنگتن است.

در واقع موضعی که آمریکایی ها می گیرند بیشتر از سر تکبر است. حضور واشنگتن در سوریه غیرقانونی است. برعکسِ آمریکا، حضور ایران و روسیه به دعوت دولت قانونی و مشروع سوریه انجام شده است. تنش بین ایران و روسیه هر چه که باشد، روس ها هیچ راهی برای بیرون راندن ایرانیان ندارند.

با توجه به سیاستی هم که آمریکایی ها در قبال روس ها در پیش گرفته اند، چه دلیلی دارد که روس ها بخواهند با این کار خود به واشنگتن لطف کنند؟

افزون بر این، برخی در دولت آمریکا این تصور را دارند که می توانند با استفاده از کردها، حضور ایران را در سوریه محدود کنند ولی کردها به خوبی این را می دانند که واشنگتن از آنها در برابر حملات ترکیه حمایت نمی کند. از این رو انگیزه چندانی برای خطرپذیری برای آمریکا ندارند. هم اکنون نیز دمشق با مقامات کرد در حال مذاکره است. حضور دمشق در مرزهای مشترک با ترکیه می تواند آنکارا را راضی و از حمله به شمال سوریه که برای جلوگیری از تشکیل کشوری کرد صورت می گرفت، منصرف کند.

با توجه به شکستِ گریز ناپذیری که طرح های دولت آمریکا دارد، واشنگتن تا چه زمانی می خواهد به اشغال  غیر قانونی کشوری دیگر ادامه دهد؟ مشکلی که در این میان وجود دارد، اتلاف وقت و سرمایه نیست بلکه نقشی است که آمریکا در ایجاد خطر دور گسترده تری از درگیری ایفا می کند.

نیروهای آمریکایی در منطقه جنگی، مواضع تند و تقابل جویانه ای می گیرند و اراضی کشوری دیگر را اشغال می کنند. واشنگتن می خواهد دمشق و دیگر متحدانش این جرأت را به خود بدهند و به سوی خارجی های اشغالگر تیری شلیک کنند. یک اشتباه ساده یا سوء قضاوت می تواند باعث شود واشنگتن درگیری خشنی با نیروهای سوری، ایرانی و روسی داشته باشد. بدتر اینکه، آمریکا در حال حاضر با متحد دیگر خود در ناتو، یعنی ترکیه اختلاف دارد؛ نیروهای آمریکایی بین ارتش ترکیه و شبه نظامیان کرد مستقر هستند و وعده ای را داده اند که اجازه انجامش را ندارند: اینکه نیروهای کرد را از موطن خود در اطراف مرزهای ترکیه دور کنند. اوایل سال، تهدید درگیری خشن به نظر جدی بود و پنتاگون وعده داده بود از مواضع خود دفاع کند؛ در سوی دیگر "رجب طیب اردوغان" رئیس جمهور ترکیه نیز وعده سیلی عثمانی را به آمریکایی ها داده بود.

جنگ داخلی در سوریه فاجعه بار بود و همچنان هست. متاسفانه دولت ترامپ در باور دولت های اوباما و بوش درباره خاورمیانه به شکلی که آمریکایی ها دوست داشتند، اشتراک نظر دارد. با این حال سابقه واشنگتن برای تبدیل خاورمیانه به آنچه که دلخواهش هست نه فقط بد، بلکه زشت و فاجعه بار است.

زمان آن رسیده است که دیگر مخالفت خود را بیان کنیم. مهندسی اجتماعی در داخل آمریکا جواب نداد و وقتی تلاش شد در خارج از آمریکا این کار صورت بگیرد، نتایج به مراتب بدتر بود. دونالد ترامپ فرصتی منحصر به فرد دارد تا روند سیاست خارجی آمریکا را بهتر کند. اکنون زمان آن رسیده است که نیروهای آمریکایی به میهن بازگردانده شوند و حل دست کم یک مشکل در سیاست خارجی، یعنی سوریه را به دیگران بسپارند.

مترجم: حسین جعفریامی

منبع خبر:

Washington’s Influence in Syria is Nowhere to be Found






پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *