محمد امینی معروف به ممد لنین و موسس سازمان تروریستی احیاء:سردار سلیمانی باید به عنوان جنایتکار محاکمه شود

13 بهمن 97 - سارا زهیری- ان آی تی وی نیوز

محمد امینی در کلیپ اخیر خود در جهت ترغیب و تشویق مردم به همگرایی و همسویی با "سازمان همبستگی جمهوری خواهان ایران" که متشکل از اعضاء اپوزیسیونهای مختلف است گفته است: شنیدم در یکی از برنامه های تلویزیونی کسی می گفت شاید حاج قاسم سلیمانی بتواند رضا شاه آینده ایران بشود؛ ببینید بدبختی ما به کجا رسیده! آدمی که از سرداران خونریز سپاه پاسداران است و در سوریه و عراق جنایت کرده و شاید در یک حکومت دموکراتیک در آینده در ایران باید محاکمه شود عده ای امیدوارند ایشان رهبر شود...

سوال من و تیم "ان آی تی وی نیوز" از آقای محمد امینی این است: آیا شما پس از انقلاب 57 نباید به عنوان خائن و جانی محاکمه میشدید؟ از آنجا که طی کلیپ خود در باب اهمیت مسائل تاریخی و لزوم آگاهی و شناخت تاریخ معاصر تاکید بسیار داشته اید و به مردم گفتید: "امروز هم بخشی از تاریخ خواهد شد" ، بیایید نگاهی به تاریخچه فعالیت های شما بیاندازیم.

-نگاهی به کارنامه محمد امینی و مقایسه آن با کارنامه سردار سلیمانی

سخنرانی بهمن نیرومند در کنگره هایدلبرگ، ۱۹۶۰ (۱۳۳۹). این نشست منجر به تشکیل "کنفدراسیون سراسری محصلین و دانشجویان ایرانی" شد.

گرچه این تیتر در حد و شان سردار سلیمانی نمی باشد اما جهت آگاهی عمومی لازم است؛ چرا که آقای محمد امینی تا توانسته  گذشته خود را پاکسازی کرده است و اسناد مربوط به گذشته ایشان با کمک حامیان مالی ایشان که قطعا در پاکسازی اسناد هم مهارت کافی و هم قدرت و ایادی دارند تقریبا بصورت کامل از میان رفته است. اما خب برخی مطالب بر پژوهشگران آشکار و محفوظ مانده است. حال اینکه چرا گذشته یک نفر قبل از سخنگو و مجری شدن و بقولی اپوزیسیون شدن از میان می رود فقط یک معنی دارد: گذشته ای ناپاک و پر از خیانت که جهت ایقای نقش بعنوان عضوی از عضوگیری شده ها توسط دشمنان یک سرزمین امری لازم الاجراست.

یک- محمد امینی در کنفدراسیون دانشجویان که در سال 41 تاسیس شد: هدف از تشکیل "کنفدراسیون دانشجویان ایران" بنیان یک سازمان کمونیستی بوده است. از رهبران کنفدراسیون می توان به چهره هایی چون صادق زیبا کلام، و ابوالحسن بنی صدر، صادق قطب زاده،بهمن نیرومند،منوچهر ثابتیان و داریوش فروهر نام برد.

 

دو- کنفدراسیون نشریه ای با نام "پیام دانشجو" داشته است که آقای محمد امینی در آن دست به قلم بوده است و به جرات می توان گفت یکی از ننگین ترین و شرم آورترین مقالات تاریخ معاصر ایران به قلم محمد امینی در این نشریه منتشر شد. در این نشریه طی مطلبی جزایر سه گانه ایران متعلق به اعراب و ایران را محکوم به قصب این جزایر و برای اولین بار خیلج فارس با نام "خلیج عربی" به چاپ رسید. سر تیتر منتشر شده در این نشریه اینگونه بود: "حمله رژیم شاه به کنفدراسیون کوششی در راه سرپوشی تجاوز نظامی ایران به ظفار و خلیج عربی". !

سه-مائوییست کردن دانشجویان توسط رهبران کنفدراسیون از جمله محمد امینی و پدرش:

کنفدراسیون دانشجویان ایرانی یا کنفدراسیون محصلین و دانشجویان خارج از کشور، در سال ۱۳۴۱ به عنوان یک سازمان صنفی دانشجویی و برای چاره‌جویی دشواری‌های صنفی و آموزشی جوانان دور از میهن خود، ایران بنیان شد. کنفدراسیون کوتاهی پس از آغاز به کار به یک سازمان کمونیستی مبارزاتی با آرمان براندازی سلطنت در ایران دگرگون شد تا یک جمهوری کمونیستی در ایران برپاکند. پایه‌گذاری کنفدراسیون همزمان با تشکیل جبهه ملی دوم به رهبری محمد مصدق بود که در تیر ماه ۱۳۳۹ دوباره جان گرفت و هم‌بندان آن مهدی بازرگان، غلامحسین صدیقی، کریم سنجابی، کاظم حسیبی، محمود طالقانی، یدالله سحابی، شاپور بختیار، محمدعلی خنجی، محمدعلی کشاورز صدر، محمود نریمان، مهدی آذر، نصرت الله امینی، ابراهیم کریم آبادی، احمد رضوی، ادیب برومند، اصغر پارسا، حسن نزیه، جهانگیرحق‌شناس، جلال غنی‌زاده، باقر کاظمی، حسن قاسمیه، عبدالحسین اردلان، سید باقر کاظمی، عبدالحسین خلیلی، علی شهیدزاده، داریوش فروهر، احمد زیرک زاده، اقبال کرمانشاهی، حسین صدر، امیر تیمور کلالی، باقر جلالی، حسین راضی، سعید فاطمی، سید ضیاءالدین حاج سید جوادی، شمس الدین امیر علایی، علی اشرف منوچهری بودند.

کنفدراسیون دانشجویان ایرانی دامی هولناک برای دانشجویان بورسیه دولت از دیر باز و دانشجویانی که از سال‌های ۱۳۴۳ از سوی خانواده‌هایشان با گرو گذاشتن حتی قالی زیر پایشان به خارج از کشور برای تحصیل می‌آمدند بود. مهدی خانبابا تهرانی از هم‌بندان کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در به دام کشیدن و مائوئیست کردن بسیاری از دانشجویان بی تجربه و تازه وارد به اروپا و امریکا و فرستادن آنها به چین برای دیدن دوره‌های آدم‌کشی و تروریستی می‌گوید:

این سفرها در واقع یک تور سیاسی - توریستی بود. بیشتر یک ماساژ روانی بود.... اعزام افراد به چین بیشتر از جنبه روانی و تاثیر عمومی آن مدنظر بود. واقعیت امر این بودن که افرادی را که به سازمان جلب می‌شدند در واقع آلوده می‌کردیم. فلان جوان را ار درس خواندن بیرون می‌کشیدیم، گذرنامه‌اش را در جوی آب می‌انداختیم و برایش گذرنامه جعلی صادر می‌کردیم... می‌بایستی تمام پل‌های بازگشت را پشت سر این جوانان خراب کرد... می توانم در مورد علی صادقی را که با نام مستعار عباس فعالیت می‌کرد توضیح بدهم. علی صادقی دکترای فیزیک اتمی داشت و در پژوهشگاه اتمی فرانسه به عنوان متخصص درجه اول خارجی با حقوق ماهیانه ده هزار فرانک به کار مشغول بود... پاسپورتش را توی جوی آب انداختند و همراه گروه اعزامی به کوبا او را راهی کوبا کردند. صادقی سپس به چین و بعد به منطقه اعزام شد و مدتی در عراق با گروه طالبانی بود تا این که به ایران رفت و دستگیر شد. سه چهار سالی را هم در زندان گذراند و پیش از انقلاب آزاد شد و تا امروز مشعول ادامه پیگیری همان خط سازمان انقلابی حزب توده است... او به عنوان رهبر حزب رنجبران با چهار پنج نفر دیگر در آلاچیقی در منطقه کردستان نشسته و مشغول چرت زدن است. در سفرم به کردستان پس از ۱۶ سال با علی صادقی ملاقات کردم و متوجه شدم چون دیوار گچی شده است و تنها با ۲۰ کلمه صحبت می‌کند، چرا که با کسی تماس ندارد و از زندگی واقعی بریده است. به تصوبر این که هنوز سال ۱۹۶۵ و قضیه محاصره شهرها از طریق دهات مطرح است.... این نتیجه خود بیگانه کردن انسان هاست و روشن است با مسخ انسان‌ها، نظرات آنها نیز هیج انطباقی با واقعیت تخواهد داشت./منبع: mashruteh.org

چهار- در سال 1349 اتحادیه کمونیست های ایران پس از دام گذاری و عضوگیریهای خود و اعزام افراد به کشورهای کمونیستی و جلب آنان توسط افرادی چون محمد امینی بنیان نهاده شد. این تشکل که در برکلی آمریکا بنیان نهاده شد همگی مائوییست شدند!

پنج- تاسیس سازمان احیا توسط رهبران اتحادیه کمونیست ها از جمله محمد امینی: کنفدراسیون ، در واقع از به هم پیوستن فدراسیون های چپ دانشجویان و محصلین ایرانی در اروپا و امریکا تشکیل شد ، اما رفته رفته با جناح بندی در اردوگاه کمونیسم جهانی (اردوگاه مسکو – اردوگاه پکن) این کنفدراسیون نیز تغییر شکل داد.

کنفدراسیون احیا با تشکیل جلسات سخنرانی و تحلیل مسائل روز ایران که در " خانه ایران " انجام می گرفت ، نیروهایش را با دیدگاه خاص خود دائماً در جریان مبارزه قرار می داد .در حقیقت فعالیت های کنفدراسیون با سمت گیری مشخص منجر به تشکیل گروه های مارکسیستی متعدد شد .

به گفته آقای احمد شایگان عده ای با رهبری محمد امینی از سوی سازمان احیا در واکنش به مخالفان خود دست به خشونت و حمله به نشست های آنان و ضرب و شتم افراد حاضر در جلسه می نمودند.

محمد امینی به دلیل گستردگی اعمال خشونت آمیز خود به " ممد لنین" شهرت یافته بود.

اعضا این سازمان بعدها اقدام به حملات تروریستی از جمله واقعه تروریستی "آمل" نمودند که اسناد آن موجود است.

از جمله این افراد که بر روی هموطنان خود اسلحه کشیدند می توان به "کامران صمیمی بهبهانی" اشاره کرد. وی با نفوذ در بنیاد شهید از طریق سازمان ، تحت عنوان مترجم انگلیسی با نام مستعار طاهر موسوی .وی پس از نفوذ در بنیاد شهید اقدام به استخدام چند نفر از افراد سازمان در کارخانه های کفش ملی و پارس و مینو می نماید .

شش- نگاهی به یکی از دست پروده های آقای محمد امینی در کنفدراسیون احیا: آقای رحام ضرغامی. وی در کارنامه ی خود چندین فقره اقدامات مسلحانه به جان هموطنان خود در حمایت از تفکر چپ و مائوییستی دارد. در بندهای اتهامات وی پس از دستگیری در واقعه تروریستی آمل که موزه اسناد نیز موجود است اینگونه آمده است:

1-عضو فعال تشکیلات الحادی اتحادیه کمونیست های ایران. (صفحه 3)

2.عضو مؤثر کمیته های کارگری که در این رابطه مسئولیت 4 کارخانه در شرق تهران به نام های درخشان، فیلکو، هوفست و کارخانه سیمان را به عهده داشته.

3.عضو کمیته شرق تهران که مسئولیت یک حوزه پنج نفره سازمانی را به عهده داشته است.

4.مشارکت در درگیری 18 آبان، که در این درگیری متهم مسلح به ژ3 بوده.

توضیح این که قرار بوده در این درگیری به اصطلاح سربداران به شهر آمل حمله نمایند و نقش وی در این جریان نقل و انتقال قریب 100 تن افراد مستقر در جنگل بوده که به همراه دو نفر دیگر از افراد تشکیلات جهت تهیه 3 دستگاه مینی بوس به شهر آمل می آیند و در آنجا با خدعه و  فریب و تحت عنوان این که ما در امامزاده عبدالله تعدادی مسافر و زوار داریم و نیاز به مینی بوس می باشد، 3 دستگاه مینی بوس را همراه با راننده های آنان تا نزدیکی های جاده آمل (امامزاده عبدالله) هدایت کرده و در آنجا با تهدید اسلحه راننده ها را پیاده و مینی بوس ها را به جنگل می برند. در جریان درگیری که فوقاً بیان شد نقش متهم شرکت در کمین جاده معروف به " دکل " و در گروهی به نام " گروه صادق " بود . (صفحه 18 و 19)

5.مشارکت در درگیری معروف به " زرکه " که وی جزو نیروهای پشتیبانی بوده و در عقب نشینی نیروهای شان آتش حمایت برای آنان به وجود آورده است.

6.انتقال اعضا و هواداران اتحادیه که در کارخانه های شرق تهران نفوذ کرده بودند به جنگل و بالعکس، جهت شرکت و قیام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی.

7.مسئول تدارکات مورد نیاز افراد اعم از نیازهای غذایی و پوشاکی افراد و غیره و انتقال آن به جنگل.

گردش کار پرونده:

نامبرده یکی از اعضای فعال و مهره های مؤثر تشکیلات الحادی اتحادیه کمونیست های ایران می باشد و فعالیت خود را با این سازمان از سال 55 شروع و در دوران های مختلف سازمانی و مراحل تشکیلاتی چهره ای موفق برای سازمان بوده و بعد از طرح مسئله به اصطلاح قیام فوری و مسلحانه علیه جمهوری اسلامی، در این مسئله نقش فعالانه را ایفا نموده.

به طوری که غیر از شرکت در درگیری های یاد شده، فعالیت های جنبی دیگری از قبیل سر و سامان دادن به حوزه متلاشی شده خود در جنگل و همچنین مسئول تدارکات و کمپ های مختلف مستقر در جنگل را به عهده داشته است.

لازم به توضیح است که وی از اعضای کنفدراسیون احیا در آمریکا بوده و فعالیت های خود را با تشکیلات اتحادیه کمونیست ها از دیرباز شروع نموده و طی سالیان متمادی که ارتباط با این سازمان داشته، چه در آمریکا و چه در ایران وفاداری و سرسپردگی خود را به این جریان ضد انقلابی ثابت نموده است.

 

در پرداختن به کارنامه سردار سلیمانی در قیاس با اینگونه تروریست های وطنی و خائنان به تمامیت ارضی ایران که اکنون به اسم دغدغه برای حفظ تمامیت ارضی وارد کارزار رسانه ای شده اند فقط یک نکته کافی است. افتخار هر ایرانی مبارزه سپاه قدس با گروههای تروریستی منطقه است که ذکر نام چند گروه کافی است: داعش. تحریر الشام. جبهه النصره . جبهه اسلامی سوریه. جیش الاسلام و ... و...

سردار سلیمانی اگر در ریختن خون امثال داعش سهیم بوده است باعث افتخار است و شغل هر سرباز در میدان جنگ مبارزه مسلحانه است . اما آقای محمد  امینی که یدطولایی در پرورش جوانان خام و عضو گیری آنان به سمت گروهک های خشونت طلب علیه هموطنان خود دارد مطابق سخنان خودش و بخش کوچکی از کارنامه ای که در بالا به آن پرداخته ام باید چه حکمی بگیرد؟

محمد امنین معروف به ممد لنین سابق و کسی که خلیج فارس ایران را خلیج عربی نامید امروز یک بازیگر غیر دولتی اجیر شده توسط تروریست پرورهای حقیقی است. عدم واکنش به یاوه های امثال امینی ها که ابتدا با حمایت از تمامیت ارضی ایران وارد بازی با افکار عمومی می شوند می تواند چنانچه خود ایشان یادآور شدند باعث تکرار تاریخ شود.

آقای محمد امینی! قشر نخبه و روشنفکر و وطن پرست امروز به امثال شما اجازه نخواهد داد با استفاده یا سواستفاده از نوستالژی رضا شاه و فلان شاه و جعل نوستالژی های تاریخ و تاریخ سازیهایی جهت دار بخاطر مشتی دلار دریافتی از سوی فلان سازمان و  فلان کشور با به بازی گرفتن افکار عمومی ایران را به نابودی سوق دهید.

 

سارا زهیری

تهران- 13 بهمن 97

 

نگاهی به برخی اسناد خیانت های کنفدراسیون دانشجویی:

جماقداران و خشونت طلبان آموزش دیده محمد امینی و یارانش در آمریکا

 

 

 

در این سند از این گروه به عنوان گروهی ضد ایرانی نام برده شده است

 

 

 

 

0





اخبار مرتبط

  • جلیل مرتضوی:اکنون وقت بازی ایران است/فرامرز دادرس: کاکه باوه،پیشمرگه کومله، بخاطر مخالفت با سفر ظریف اخراج نشد
  • نیوزویک-لیست مقامات آمریکا که از مجاهدین پول دریافت کرده اند
  • نماینده سنای آمریکا: هدف مجاهدین آموزش تروریست علیه ایران است
  • رفتار متناقض رسانه های گروهکهای کردی در مسئله دستگیری نیروهای نفوذی در داخل کشور
  • فرامرز دادرس: واکنش اپوزیسیون به حضور سفر ظریف/نفتکش آدریان و کلاهی که ایران سر دنیا گذاشت
  • ابوالقاسم گلستانی-راجر واترز در دفاع از جولیان آسانژ
  • حشمت رئیسی:آیا صهیونیزم ستیزی؍ یهودی ستیزی است؟ نفوذ گسترده موساد در سرویس های امنیتی ایران
  • تصویب شهادت فروشی یا کودتا اقتصادی علیه کشور
  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *