وصیت نامه برتولت برشت «به آیندگان»

این شاهکار در سال ۱۹۳۹ زمانی که برشت در دانمارک و در شرایط سخت تبعيد بسر می‌برد سروده شده و از این شعر به عنوان وصیت نامه معنوی او نام برده‌اند

به آيندگان

راستي كه در دوره تيره و تاری زندگی می‌كنم:
امروزه فقط حرف‌های احمقانه بي‌خطرند
گره بر ابرو نداشتن، از بی‌احساسی خبر می‌دهد،
و آنكه می‌خندد، هنوز خبر هولناك را نشنيده است.
اين چه زمانه ايست كه
حرف زدن از درختان عين جنايت است
وقتی از اين همه تباهی چيزی نگفته باشيم!
كسي كه آرام به راه خود می‌رود گناهكار است
زيرا دوستانی كه در تنگنا هستند
ديگر به او دسترس ندارند.
اين درست است: من هنوز رزق و روزی دارم
اما باور كنيد: اين تنها از روی تصادف است
هيچ قرار نيست از كاری كه مي‌كنم نان و آبی برسد
اگر بخت و اقبال پشت كند، كارم ساخته است.
به من می‌گويند: بخور، بنوش و از آنچه داری شاد باش
اما چطور می‌توان خورد و نوشيد
وقتي خوراكم را از چنگ گرسنه‌ای بيرون كشيده‌ام
و به جام آبم تشنه‌ای مستحق تر است .
اما باز هم می‌خورم و می‌نوشم
من هم دلم می‌خواهد كه خردمند باشم
در كتاب‌های قديمی آدم خردمند را چنين تعريف كرده‌اند:
از آشوب زمانه دوری گرفتن و اين عمر كوتاه را
بی وحشت سپری كردن
بدی را با نيكی پاسخ دادن
آرزوها را يكايك به نسيان سپردن
اين است خردمندی.
اما اين كارها بر نمی‌آيد از من.
راستی كه در دوره تيره و تاری زندگی می‌كنم.

*

در دوران آشوب به شهرها آمدم
زمانی كه گرسنگی بيداد می‌كرد.
در زمان شورش به ميان مردم آمدم
و به همراهشان فرياد زدم.
عمری كه مرا داده شده بود
بر زمين چنين گذشت.
خوراكم را ميان معركه‌ها خوردم
خوابم را كنار قاتل‌ها خفتم
عشق را جدی نگرفتم
و به طبيعت دل ندادم
عمری كه مرا داده شده بود
بر زمين چنين گذشت.
در روزگار من همه راه‌ها به مرداب ختم می‌شدند
زبانم مرا به جلادان لو می‌داد
زورم زياد نبود، اما اميد داشتم
كه براي زمامداران دردسر فراهم كنم!
عمري كه مرا داده شده بود
بر زمين چنين گذشت.
توش و توان ما زياد نبود
مقصد در دوردست بود
از دور ديده می‌شد اما
من آن را در دسترس نمی‌ديدم.
عمري كه مرا داده شده بود
بر زمين چنين گذشت.

*

آهای آيندگان، شما كه از دل توفانی بيرون می‌جهيد
كه ما را بلعيده است.
وقتی از ضعف‌های ما حرف می‌زنيد
يادتان باشد
از زمانه سخت ما هم چيزی بگوييد.
به ياد آوريد كه ما بيش از كفش‌هامان كشور عوض كرديم.
و نوميدانه ميدان‌هاي جنگ را پشت سر گذاشتيم،
آنجا كه ستم بود و اعتراضی نبود.
اين را خوب می‌دانيم:
حتی نفرت از حقارت نيز
آدم را سنگدل می‌كند.
حتي خشم بر نابرابری هم
صدا را خشن می‌كند.
آخ، ما كه خواستيم زمين را برای مهربانی مهيا كنيم
خود نتوانستيم مهربان باشيم.
اما شما وقتی به روزی رسيديد
كه انسان ياور انسان بود
درباره ما
با رأفت داوری كنيد!

0





اخبار مرتبط

  • حمله بیولوژیک عربستان به 6 استان جنوبی کشور یا هجوم اتفاقی خطرناک ترین ملخ ها!
  • دولت کانادا ۲۵۰ هزار دلار برای کمک به سیل زدگان ایران در اختیار صلیب سرخ کانادا قرار میدهد
  • از تبعات ریاست رئیسی بر دستگاه قضا- نگران از پیگیری ویژه کرسنت
  • رامین کامران-تروریست خواندن این و آن
  • وکیل مرجان شیخ الاسلام: خانم شیخ الاسلام از فیلتر شورای نگهبان رد شده و یک محجبه بود!
  • فرامرزدادرس-سیل ایران و متخصصان بی تخصص/ مدعیان سواد مشتریان احمق نیوزها و کارشناسانی با چند تخصص!
  • لیست تروریستی، مجاهدین خلق یا سپاه پاسداران!
  • آسانژ و «دمکراسی های نمونه» – گرانما ارگان حزب کمونیست کوبا
  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *