آیا سوری‌ها در جولان دست به سلاح می‌شوند؟

موضوع انضمام جولان اشغالی به فلسطین اشغالی تابع چند امر مهم است که شاید مهمترین آنها بر می‌گردد به مساله انتخابات پارلمانی اسرائیل که در آن نتانیاهو می‌خواهد به هر شکل ممکن، حتی به قیمت وارد شدن به یک جنگ تمام عیار در این انتخابات پیروز شود، چرا که او از این واهمه دارد و می‌داند در صورتی که در این انتخابات پیروز نشود و بار دیگر عنوان نخست‌وزیری را به دست نگیرد، با بحران جدی به ویژه در مسائل قضائی مواجه خواهد شد. نتانیاهو چند سالی است که به شدت توسط دستگاه قضائی قدرتمند اسرائیل تحت تعقیب قرار دارد که همین چند هفته پیش آخرین کیفرخواست علیه او هنگام سفر به مسکو صادر شد.

مساله دومی که باعث شد تا رئیس‌جمهور امریکا در یک اقدام نسنجیده وارد این معرکه عجیب شود، به سرمایه‌گذاری برخی از شرکت‌های نفتی امریکایی در اکتشاف نفت و گاز در این بلندی‌ها باز می‌گردد. مدیران این شرکت‌ها عموما از جمهوری‌خواهان و از دوستان نزدیک دونالد ترامپ به شمار می‌روند و در یک معامله سنگین و غیرقانونی با نتانیاهو و برخی دیگر از چهره‌های سرشناس لابی بین‌الملل اسرائیل وارد این معامله شده‌اند. شرکت نفتی دیک چنی و سایر رفقا به صورت غیرقانونی و برخلاف قوانین بین‌المللی در خاک اشغال شده یک کشور دیگر در حال حفاری برای رسیدن به منابع گازی و نفتی است. ترامپ فکر می‌کند با حمایت از انضمام جولان به فلسطین اشغالی می‌تواند از یک‌سو این حضور غیرقانونی را مشروعیت ببخشد و از سوی دیگر به نتانیاهو کمک کند که تا از تعقیب قضایی برای شراکت با شرکت نفتی دیک چنی فرار کند.

اما مساله سوم که کم اهمیت‌تر از دو مساله بالا نیست، به ترس و وحشت نتانیاهو از شروع انتفاضه مردمی علیه اشغالگری اسرائیلی ها در جولان بازمی‌گردد. اسرائیلی ها در طول سال‌های گذشته نشانه‌های بسیاری مبنی بر فعالیت‌های مردمی برای تشکیل جبهه ضداشغالگری در جنوب سوریه دریافت کرده‌اند. از زمانی که جهاد مغنیه به همراه سردار الله‌دادی و دیگر همراهان در حمله موشکی بالگردهای این اسرائیل به شهادت رسیدند تا روزی که سمیر قنطار با موشک کروز شلیک شده به ساختمان محل حضورش در محله جرمانای در این راه به شهادت رسید، همه ناشی از تلاش‌های این رژیم برای جلوگیری از تحقق چنین مساله‌ای بوده است. نتانیاهو با علم بر این مساله از همان سال‌ها سیاست حمله به مواضع مقاومت و بعدها ارتش سوریه را در پیش گرفت، اصرار او برای جلوگیری از حضور ایران در فاصله ۷۰ کیلومتری جولان اشغالی نیز به همین مساله باز می‌گشت.

همه راهبردهای شکل‌گرفته در مورد جولان اشغالی در حال حاضر بیش از آنکه به نفع اسرائیلی ها باشد، به نفع محور مقاومت است. حتی موضعگیری رئیس جمهور امریکا در این مورد نیز به نفع سوری‌ها تمام شده است. تقریبا همه کشورهای جهان با این مواضع به مخالفت برخواستند تا به این ترتیب سوری‌ها که تحت فشارهای مختلف قرار داشته و دارند، حالا به یک شکل دیگر در عرصه سیاست بین‌الملل نگاه حامیانه داشته باشد. هر چند موضع ترکیه در این مساله به قول معاون وزیر امورخارجه سوریه منافقانه بود چرا که سران این کشور نقش بسیار مهمی در نابودی سوریه و کمک به گروهک‌های تروریستی داشته و خودشان هم به صورت غیرقانونی بخش‌های بزرگی از سوریه را در اشغال خود دارند، اما موضع‌گیری اتحادیه اروپا، اتحادیه عرب و برخی دیگر از کشورها، یادآور اشغالگری اسرائیل بوده و باید گفت به ضرر تل‌آویو تمام شده است.

این رشته اقدامات و تحرکات همانگونه که گفته شد، باعث زنده شدن دوباره مساله اشغالگری اسرائیلی ها شده و به نوعی به سوری‌ها حق داده تا برای آزادی خاک خود دست به هر اقدامی بزنند. از آنجایی که جامعه جهانی و همه نهادهای حقوقی بین‌المللی اشغالگری اسرائیلی ها را قبول نداشته و بر تعلق این بلندی‌ها به سوریه تاکید دارند بنابراین طرف مقابل در یک وضعیت بغرنج قرار گرفته است. با توجه به اینکه همه این طرف‌هایی که از آنها نام برده شد این توانایی را نداشته و ندارند که اسرائیل را وادار به پایان اشغالگری در بلندی‌های جولان کنند، بنابراین باید دید ارتش سوریه یا مردم این منطقه که تحمل غارت منابع خود را ندارند چگونه با این مساله تعامل خواهند کرد. این تعامل کی شکل خواهد گرفت. در این میان برخی شواهد و قراین به ما می‌گوید در طول هفته‌ها و ماه‌های آینده روندها کاملا متفاوت خواهد بود و جهان با غافلگیری بزرگی مواجه خواهد شد. البته خیلی از کشورها از این غافلگیری خبر دارند اما کاری از دستشان بر نمی‌آید.

K.J

0





دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *