جزئیات سیل در شیراز از زبان آسیب دیدگان

در پی سیل اخیر در شیراز که منجر به کشته شده 18 تن و زخمی شدن صدها نفر خبرگزاری اسپوتنیک با تعدادی از حادثه دیدگان و شاهدان حوادث مصاحبه اختصاصی داشت.

آقای حسین ناصری از مسافران نوروزی و از مجروحان حوادث در مورد ماجرا اظهار داشت:
کل حادثه در کمتر از 15 دقیقه اتفاق افتاد، گروه های امدادی راه دروازه شیراز را بسته بودند و از همه ماشین ها خواسته بودند که از محدوده خارج شوند، برخی ماشین ها سرپیچی می کردند و به نوعی خلل در رفت و آمد ماشین های دیگر ایجاد کردند و برخی راننده ها حاضر نبودند به حرف گروه های امدادی گوش دهند و اصرار داشتند که مسیر خود را ادامه دهند، در همین حین به یکباره سیل آمد و همه ماشین ها را با خود برد و ما که در ماشین بودیم نه راه پس داشتیم نه راه پیش و فقط شانس آوردیم که گروه های امدادی ما را از ماشین خارج کردند و هر چهار نفر که در ماشین بودیم شدیدا آسیب دیدیم و بنده کتفم شکست.

طوفان و باران شدید

سیل شوخی نداردوی افزود به دلیل تراکم ماشین ها علیرغم اینکه هر چهار نفر که در ماشین بودیم هم ورزشکار حرفه ای پرورش اندام بودیم و هم جوان بودیم وماشین ما شاسی بلند آفرود بود اما در ماشین گیر کرده بودیم و از هیچ طریقی امکان خروج نداشتیم وبرای پایان زندگی مان لحظه شماری می کردیم.
بگفته آقای ناصری دوست اش که رانندگی می کرد باور داشت چون ماشین آنها شاسی بلند مدل بالا و آفرود است مشکلی در سیل نخواهند داشت و به راحتی خواهند توانست سیل را رد کنند اما تنها امتیازی که این ماشین یک و نیم ملیارد تومانی برای آنها داشت این بود که وقتی سیل آنها را برد و با چندین ماشین دیگر برخورد کردند و چند بار ملق زدند زنده از ماشین بیرون آمدند.
آقای ناصری افزود به چشم خود شاهد بود که ماشین کوچک دیگری که در کنارشان بود کاملا توسط ماشین های دیگر پرس شد و راننده آن در لحظه جان باخت.


خانم مهسا حیدری که خود ساکن شیراز می باشد در حین حادثه فرزند اش را سیل برده بود و بچه اش را شانسی چند کیلومتر دورتر زنده پیدا کرده بودند در بیمارستان بود و اظهار می داشت زمان سیل در نقطه ای مرتفع بود و وقتی که سیل آمد تصور می کرد که چون در نقطه ای مرتفع است از آسیب سیل در امان است و گوشی خود را در آورده بود تا از ماجرا فیلم بگیرد و بچه اش کنارش ایستاده بود ولی به یکباره بر اثر شدت باران علف های زیر پای آنها لغزنده شد و همین که لحظه ای غلفت کردند هر دو لیز خوردند و شدت شیب به شکلی بود که نه می توانست خودش را کنترل کند و نه دست پسر 12 ساله اش را بگیرد و ظرف چند لحظه خود را وسط سیل دید.

سیل در ایران در روستای آق قلا

سیل در ایران

خانم حیدری افزود شانسی سیل مرا به سمت یک تیر چراغ برق برد وبا ماشینی که به تیر چراغ برخ گیر کرده بود برخورد کردم و مردم مرا نجات دادند اما هرچه سراغ فرزندم را گرفتم وی را پیدا نکردم و در همان لحظه از شدت آسیب و شوک بیهوش شدم تا خود را در بیمارستان پیدا کنم اما به صورت معجزه آسایی سیل فرزند بنده را چند کیلومتر آنطرف تر برده بود و چند نفر جوان بسیجی زندگی خود را به خطر انداخته بودند و او را نجات داده بودند ومن تا زنده هستم زندگی خود وفرزندم را مدیون آنها می باشم.


آقای رضا ساکی از شهر اهواز که برای تعطیلات به شیراز رفته بود اظهار می داشت همین که دیدم شرایط بحرانی است ماشین خود را کنار جاده سریع پارک کردم و زن و بچه هایم را از ماشین خارج کردم و به سمت تپه ای که کنار دروازه قران بود دویدیم و از آن بالا رفتیم.
وی افزود برادرم و شوهر خواهرم هم ماشین هایشان را به شکلی کنار ماشین ما سریع و مورب پارک کردند تا به نوعی شدت سیل را مهار کنند و آنها هم سریع خارج شدند وبه ما پیوستند.
بگفته آقای ساکی ماجرای به جریان افتادن سیل آنقدر سریع اتفاق افتاد که خانم و آقایی که خواستند همان کار ما را انجام دهند و ماشینشان را کنار ماشین های ما گذاشتند فرصت نکردند به شیب برسند و سیل هر دو آنها را برد ومن و برادرم که شناگران خوبی هم هستیم سریع به کمک آنها شتافتیم تا آنها را از آب بیرون بیاوریم ولی سیل هر چهار تای ما را برد و چندین متر آنطرف تر با ماشین هایی که توسط سیل جمع شده بود برخورد کردیم و هر چهار نفر نجات پیدا کردیم و به دلیل صدمات ناشی از برخورد با ماشین ها به بیمارستان منتقل شدیم.

سیل در ایران

وی افزود من و برادرم و خانمی که تلاش داشتیم نجات دهیم سرپایی مداوا شدیم اما همسر آن خانم تا لحظه آخر زنش را در آغوش گرفته بود تا به جایی برخورد نکند متحمل ضربه اصلی برخورد با ماشین های متراکم شد و ظاهرا سر و کمرش آسیب شدید دیده.
آقای ساکی افزود اگر همسر این خانم بدن خود را سپر زنش نکرده بود قطعا با توجه به شدت ضربه ها و ظریف بودن این خانم وی جانش را از دست داده بود، ما مردها که هر سه تنومند بودیم به شدت آسیب دیدیم.
بگفته آقای ساکی سالها تجربه شنای وی و برادرش در حین سیل فقط به درد نجات خودشان خورد و آنها به اشتباه فکر می کردند که با پریدن در سیل می توانند دیگران را نیز نجات دهند.


آقای مصطفی حسین زاده که از تبریز برای تعطیلات نوروزی به شیراز سفر کرده بود به خبرنگار اسپوتنیک گفت قبل از سفر از اینکه شرایط جوی به چه گونه است اطلاع کافی داشت اما تصور نمی کرد که شرایط در شیراز بخواهد اینگونه باشد.
وی اظهار می داشت علیرغم همه اخطار های هواشناسی باور داشت به دلیل موقعیت مکانی شیراز جایی نیست که بخواهد با مشکل سیل و یا سونامی مواجه شود و چون تازه از یکی از مناطق آزاد یک ماشین شاسی بلند عبور موقت تهیه کرده بود می خواست تا فرصت است با این ماشین ایران گردی کند و ماشین خود را برای رفتن به جاهای بسیار صعب العبور هم آماده کرده بود.
وی افزود وقتی هم که سفر را شروع کردیم آب وهوا بگونه ای نبود که باور کنیم با چنین سیلی مواجه می شویم و به همین دلیل باور داشتیم اخطار های هواشناسی و رادیو و راهداری همه فقط به این دلیل است که نمی خواهند مردم به سفر بروند و یا اینکه این اخطار ها را برای خالی نبودن عریضه مطرح می کنند.

سیل در ایران

بگفته آقای حسین زاده وقتی که به شیراز رسیدیم با اخطار پلیس مواجه شدیم که از ما خواسته بود برگردیم اما چون بسیار از رانندگی خسته شده بودم ترجیح دادم کنار پارک کنم و مقداری چرت بزنم تا پلیس راه را باز کند و بعد به مسیر خودمان ادامه بدهیم و چون ماشینمان خیلی بزرگ بود و در آن احساس امنیت داشتیم و باور نداشتیم که حتی سیل هم بتواند ماشین ما را تکان دهد به همین دلیل همه در ماشین خوابیدیم.
آقای حسین زاده افزود همین که مقداری چشممان به خواب رفته بود با فریاد همسرم از خواب پریدم و دیدم همه جا را آب گرفته و سیل دارد ما را می برد.
وی افزود ماشین با آن بزرگی مانند اسباب بازی در آب غلط می زد وما در ماشین همه کمربند های خود را محکم بسته بودیم و دعا می کردیم که خدا ما را نجات دهد.
حسین زاده گفت شدت سیل و آب آنقدر زیاد بود که علیرغم اینکه در و پنجره ها را محکم بسته بودی به یکباره دیدیم آب از همه جای ماشین وارد می شود و همین که احساس کردم یک جایی رسیدیم که مقدار از شدت سیل کاسته شده تلاش کردم درب را باز کنم تا از ماشین خارج شویم و دیدم درب باز نمی شود و چندین ماشین دیگر به اطراف ماشین ما چسبیده اند، سقف ماشین را باز کردیم و از سقف خارج شدیم و همه رفتیم بالای سقف ماشین و صبر کردیم گروه های امدادی بیایند ما را نجات دهند.
آقای حسین زاده افزود همین که از آنجا خارج شدیم چند نفر از مردم مهمان نواز شیرازی آمدند و ما را به خانه های خود دعوت کردند وبه ما پتو و لباس خشک دادند. /اسپوتنیک

0





دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *