سارا زهیری-کماندوهای ارتش انگلیس یا دزدان دریایی قدیم دربار الیزابت/تکرار سیاست کمپانی هند شرقی

14 تیر 98 – سارا زهیری – ان آی تی وی نیوز

اهميت موضوع در اين مسئله است كه چگونه حاكميت ايران بر كرانه‌هاي خليج فارس كم‌رنگ شد و انگليس توسط ناوگان دریایی با دزدی ها سلطه كامل بر آن يافت و اکنون که ایران علاوه بر مالکیت توانسته حاکمیت خلیج فارس را نیز به دست آورد در خارج از حوزه حاکمیت ایران دست به تکنیک قدیمی خود یعنی غارت اموال ایران در دریا ها و تضعیف ایران و متحدان ایران بزند.

 جزییات مربوط به توقیف نفت‌کش «گریس ۱» در منطقه جبل الطارق نشان می‌دهد این نفت‌کش متعلق به یک شرکت روسی است که نفت ایران را حمل می‌کرده است. روز گذشته خبرگزاری رویترز خبری منتشر کرد که بر اساس آن، نفتکشی به نام Grace ۱ توسط نیروی دریایی انگلستان در منطقه جبل الطارق توقیف شده است. این نفت‌کش قصد داشته ٢ میلیون بشکه از نفت ایران را به پالایشگاه‌های سوریه برساند.

توضیح نگارنده: تاریخ عمومی دزدان دریایی (انگلیسی: A General History of the Pyrates) یکی از بدنام‌ترین کتاب‌ها در تاریخ بریتانیا می‌باشد، این کتاب در باب شرح حال دزدان دریایی معاصر به سال ۱۷۲۴ و غارت مجموله های کشورهای دیگر به نفع امپراطوری بریتانیا نوشته شد. گویی سیاست امروز ام ای 6 و ملکه نیز قرار است بازگشتی به گذشته باشد و با دزدی های دریایی و غارت کشورها پول پهپاد گلوبال هاوک را جبران و به آمریکا بازگردانند. اما آنچه در تاریخ نوشته شده ثابت می کند حتی در گذشته نیز کشورها چنین سیاستی را برنتابیده اند.

نتیجه تصویری برای ‪The Pirate Queen: Queen Elizabeth I, Her Pirate Adventurers, and the Dawn of Empire‬‏
کتاب دزدان دریایی ملکه نوشته سوزان رونالد

سر فرانسیس دریک (به انگلیسی: Sir Francis Drake) دریاسالار (۱۵۴۰ –۲۷ ژانویه ۱۵۹۶)، کاپیتان دریا، سیاست‌مدار و دزد دریایی زمان ملکه الیزابت بود. او در ژانویه ۱۵۹۶ بعد از یک حملهٔ ناموفق در پورتو ریکو درگذشت. او با غارت کشتی‌های اسپانیایی که از قاره آمریکا می‌آمدند اسپانیا را دچار مشکل کرد تا حدی که پادشاه اسپانیا از ملکه الیزابت درخواست سر وی را کرد و ملکه الیزابت بعد از بزرگترین دزدی‌اش شخصاً به استقابل او آمد و گفت:

«پادشاه اسپانیا درخواست سر شما را کرده‌است ما همکنون وسیله انجام این کار را داریم.

سپس او را به لقب سر ارتقاء داد. از او به عنوان بزرگترین دزد دریایی تاریخ نامبرده می‌شود.

ویل دورانت نیز در کتاب خود به این نکته اشاره دارد که چگونه هندوستان توسط دزدان دریایی انگلیسی و فرانسوی مورد تهاجم و غارت قرار گرفت و استعمار و استثمار چگونه در این کشور غلبه یافت و مردم این سرزمین را در خود فروکشاند. وی می نویسد که انگلیسی ها همه چیز را در هندوستان به فروش می رساندند آنها حتی حاکمان ایالت ها را با دریافت رشوه به قدرت می رساندند، و هندوها را وادار می کردند گران بخرند و ارزان بفروشند و این سیاست امپریالیستی بود که سبب گردید ۳۰ میلیون هندی در کلکته به اوج بدبختی برسند.

این غارت ها در دوران جدید و جهان اسلحه فاز دیگری به خود گرفت که شاید چرچیل و اقدامات وی بهترین نمونه برای مثال باشد.


درباره تجارت با هند شرقی عبدالله شهبازی در کتاب زرسالاران یهودی (156) برای پاسخگویی به منتقدینی که مدعی بودند کمپانی فلزات قیمتی انگلیس را به شرق می‌برد و کالاهای مصرفی وارد می‌کند به گفته های مان اتکا کرده است. مان به دفاع از عملکرد کمپانی برخاست و مدعی شد که ارزش کالاهای وارداتی از شرق بیش از ارزش فلزاتی است که بابت آ‌نها پرداخت شده (157). این فرایند تداوم یافت؛ تا بدان‌جا که در یک دوره چهارساله (1681-1685) کمپانی 240 هزار کیلوگرم نقره و 7000 کیلوگرم طلا برای خرید کالاهای موردنیاز خود (به طور عمده از هند و ایران) صرف کرد. (158)
در نیمه دوم سده هفدهم، کمپانی به نهادی مقتدر در جامعه انگلیس بدل شده و انحصار آن هماره مورد حمایت حکومت‌ها بود. صرف‌نظر از پادشاهان انگلیس، حتی اولیور کرومول(159)، که در سال 1649 نظام سلطنتی و مجلس لردها را ملغی کرد و طی یک دوران کوتاه ده ساله در انگلستان نظام سیاسی کومنولث (160) مستقر نمود، انحصار کمپانی هند شرقی را مورد تأیید قرار داد. (161)
مع‌هذا، به‌تدریج سیطره انحصاری کمپانی هند شرقی بر تجارت مشرق زمین مخالفت‌های جدی را در درون جامعه انگلیس برانگیخت. این مخالفت‌ها از سوی دو گروه بود:
گروه اول تولیدکنندگان انگلیسی بودند که تسخیر بازارهای انگلیس به‌وسیله کالاهای شرقی را عامل رکود صنایع خود می‌دیدند.
ورود فراوان کالاهای شرق به بازارهای انگلیس و فرانسه به خطری برای اقتصاد این دو کشور بدل شد. صنف ابریشم‌بافان انگلیس از سرسخت‌ترین مخالفان واردات منسوجات پنبه‌ای و ابریشمی مشرق زمین بود. در انگلستان، هجونویسان و نویسندگان به دفاع از منسوجات انگلیسی برخاستند. در سال 1677 به پارلمان اخطار شد که ورود انواع پارچه‌های شرقی را ممنوع کند. در سال 1695 منسوجات شرقی چنان بازار منسوجات انگلیسی را در این کشور اشغال کرد که بازرگانان و بافندگان پارچه‌های ابریشمی در لندن به تظاهرات پرداختند. همین وضع در فرانسه وجود داشت و دولت این کشور را به وضع قوانینی برای محدود کردن ورود منسوجات شرقی واداشت. (162) به نوشته راندل اوانسون، این مخالفت‌ها یکی از علل اصلی سقوط جیمز دوم (1685-1688)، پادشاه انگلیس، است که خود از سهامداران اصلی کمپانی هند شرقی بود. (163)
در پی این اعتراض‌ها، ویلیام سوم پادشاه بعدی (1689-1702)، طی فرمانی ورود پارچه‌های نخی مصور و ابریشمی و قماش‌های کالیکو از ایران و چین و هند به انگلستان را از 29 سپتامبر 1701 ممنوع کرد به جز مواردی که ورود آنها برای صادرات به بازارهای اروپا باشد. در این فرمان، علت ممنوعیت فوق «اثرات بسیار مخرّب» و «کاملاً مشهود» تداوم تجارت با هند شرقی «به روش و در ابعاد رایج در دو سال گذشته برای این پادشاهی» عنوان شده است. (164)
گروه دوم، تجار ناوابسته به کمپانی بودند که می‌خواستند از این منبع جوشان ثروت سهمی برند و انحصار کمپانی مانع تکاپوی آنان به شمار می‌رفت.
کارگزاران کمپانی هند شرقی تنها انگلیسی‌ها نبودند که در سده هفدهم در تجارت دریایی شرق حضور داشتند. تجار انگلیسی مستقلی نیز بودند که به رغم انحصار کمپانی در منطقه استقرار یافته بودند. یک نمونه، دو برادر به نام‌های جرج و ساموئل وایت (165) است که در این دوران فعالیت تجاری گسترده‌ای در سواحل هند داشتند. (166) راندال اوانسون، استاد دانشگاه ویسکانسین، رقابت تجار مستقل انگلیسی را «طاعونی» برای کمپانی هند شرقی می‌خواند. او از گروهی از تجار انگلیسی به نام آسادا (167) نام می‌برد که از سال 1635 به ضرب سکه تقلبی و دزدی دریایی در دریاهای شرق اشتغال داشتند. (168) از سال 1681 این اعتراضات اوج گرفت، و به‌رغم حمایت جدی دربار، انحصار کمپانی هند شرقی مورد حمله برخی اعضای پارلمان انگلیس قرار می‌گرفت. در این دوران، یک کمپانی رقیب اسکاتلندی تأسیس شد ولی فعالیتش به شکست انجامید. تا سرانجام به سال 1698، در دوران سلطنت ویلیام سوم، پارلمان فرمان تأسیس یک کمپانی دیگر را تصویب کرد.
این کمپانی «انجمن عمومی تجارت با شرق» (169) نام گرفت و به «کمپانی جدید» شهرت یافت. کمپانی جدید به رغم دارا بودن سرمایه فراوان و به‌کارگیری دریانوردان متبحر، به علت نداشتن شبکه عوامل محلی در مراکز مهم تجاری هند و خاوردور (170)، با ناکامی مواجه شد. در این دوران، در بنادر هند تعارض‌های جدی میان عوامل دو کمپانی جریان داشت که هریک به توطئه علیه دیگری مشغول بودند. سرانجام، در آوریل 1702 با فرمان پادشاه انگلیس دو کمپانی «قدیم» و «جدید» در یک کمپانی واحد به نام «کمپانی متحده تجار انگلستان برای تجارت با هند شرقی» (171) ادغام شدند.
بدین‌سان، کمپانی با از سر گذرانیدن یک دوره بحرانی رقبای متنفذ را به صفوف خویش پذیرفت و به نهادی بدل شد که اوانسون آن را «بزرگ ترین گروه تجاری تاریخ» می خواند. 


بنا بر اسناده افشاشده توسط گاردین، دانشمندان نظامی انگلیس صدها سرباز هندی که تحت فرمان انگلیس بودند را به اتاق‌های گاز فرستاده و آن‌ها را در معرض گاز خردل قرار داده‌اند. اکنون ثابت شده‌است که گاز خردل می‌تواند موجب سرطان و بیماری‌های دیگر شود.

چرچیل: “آنها را کباب کنید.”

 ایروینگ در سخنرانی خود به جمله‌ای مشهور از چرچیل اشاره کرد: ” نمی‌خواهم در مورد چگونگی نابود کردن اهداف با اهمیت اطراف درسدن به من پیشنهاد دهید. من پیشنهاد‌هایی می‌خواهم در مورد چگونگی کباب کردن 600000 پناهنده‌ای که از برسلاو به درسدن آمده‌اند.” اما کباب کردن آلمان‌ها برای چرچیل کافی نبود. وی در صبح روز بعد از بمباران به هواپیماهای سبک دستور داد که بازماندگان بمباران‌ها را در ساحل رودخانه الب (River Elbe) به رگبار ببندند.

چرچیل: من به شدت با استفاده از گازهای سمی علیه این قبایل بی‌تمدن برای گسترش وحشت میانشان موافقم

نیروی هوایی سلطنتی در آغاز به منظور سرکوب شورش اعراب و کردها و محافظت از ذخایر نفتی تازه‌اکتشاف‌شده، و محافظت از شهرک‌نشینان یهودی در فلسطین و دور نگاه داشتن ترکیه به عراق اعزام شد.

چرچیل به خصوص بر استفاده از سلاح‌های شیمیایی مصّر بود و می‌گفت این سلاح‌ها باید علیه اعراب سرکش به طور آزمایشی به کار روند. “من به شدت با استفاده از گازهای سمی علیه این قبایل بی‌تمدن برای گسترش وحشت میانشان موافقم.” به بیان امروزی باید از اعراب زهرچشم می‌گرفتند و استفاده از گازهای سمی این کار را می‌کرد.

در این راستا حملات به روستاها آغاز شد. فرمانده اسکادران هریس پس از تعدادی از این دست حملات اعلام کرد:” اعراب و کردها تا الان دیگر فهمیده‌اند که بمباران واقعی یعنی با خاک یکسان کردن یک روستای کامل در عرض 45 دقیقه و کشته و مجروح شدن یک سوم جمعیتش با استفاده از چهار یا پنج دستگاه است. بدین روش آن‌ها دیگر هیچ هدف حقیقی برای حمله، هیچ فرصتی برای قد علم کردن و یا گریختن برایشان باقی نمی‌ماند.”

یکی دیگر از روش‌های انگلیسی‌ها در برخورد با عراقیان به رگبار بستن اهالی قبایل در حال فرار از آلودگی شیمیایی بود. با این روش چندین هزار عراقی دیگر نیز کشته شدند.

قتل عام 600 هزار آلمانی به دستور چرچیل

در حمله نظامی استراتژیک به شهر درسدن آلمان، در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم، 1300 بمب­ افکن نیروی هوایی بریتانیا و ایالات متحده، بیش از 3900 تن بمب و مواد آتش­ زا بر روی شهر رها کردند و 600 هزار نفر زنده زنده در آتش سوختند. انگلستان و فرانسه در 3 سپتامبر 1939 علیه آلمان رایش اعلان جنگ دادند. 

1+





اخبار مرتبط

  • درخواست دوباره امیرعباس فخرآور از ترامپ برای حمله نظامی و تحریم بیشتر مردم ایران
  • در پی تجزیه طلبی بی بی سی-مهاجرانی هم از بی بی سی رخت بست
  • خبرنگار اعزامی بی بی سی در تهران و قم- پاسخ مردم ایران به تحریم های آمریکا و ترامپ
  • همزمانی عجیب طرح حجاب با اتفاقات مهم ملی
  • استفاده مریم رجوی از “مصدق” و مبارزات ملی ایران
  • نهادهای امنیتی ورود کنند- اسرار انرژی ایران در دست شریک اسرائیل
  • سردبیر اعتماد:کسی حق ندارد حتی به بی حجاب ها توهین کند
  • حجت الاسلام نیازی:واقعیت نقش سعید امامی در قتلهای زنجیره ای چه بود؟
  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *