حشمت رئیسی:حزب چپ و چپهای بریده از بانکدار انگلیسی بیاموزند-ظهور تفکرات مارکسیستی

9 مرداد 98 - سارا زهیری- ان آی تی وی نیوز

حشمت رئیسی: رئیس بانک مرکزی انگلیس ، یک سرمایه داری که دشمن مارکس و انگلس است به جهان سرمایه داری اخطار می دهد و تاکید می کند که در این نسل مارکس و انگلس می توانند با اهمیت شوند. مارک کارنی در بخشی دیگر با ظرافت به کارگران هم دلداری می دهد و می گوید "نگران نباشید و شما می توانید خود را برای فعالیت هایی که به هوش عالی عاطفی نیاز دارد و کارهای تفننی آماده کنید!!!". یعنی انسانهایی که به نیازهای عاطفی پاسخ دهد می تواند کار پیدا کند. یعنی تن فروشی. یا پرستاری و پرستاری از افراد مسن و پیر. یعنی کاباره و رقص و روسپیگری کارهایی است که این آقای بانکدار وعده می دهد سرجای خودش باقی خواهد ماند. بر سر این نیست که ثروت تولید نمی شود صحبت بر سر بی عدالتی و توهین به انسان است. صحبت بر سر توزیع ثروت است.

حشمت رئیسی: می گویند مارکسیست و تفکرات مارکسیستی کهنه و متعلق به قرن نوزدهم است که متاسفانه مثل اپیدمی فراگیر شده است. تحت تاثیر چنین تفکری است که عده ای و حتی نیروهای چپ قدیمی ضد تفکرات سرمایه داری و ضد مارکسیست و موضوعاتی که از آن برخاسته است می نویسند. گروهی که نه آمدنشان بر پایه تحقیق و مطالعات بوده است نه نرفتن و مخالفتشان برخاسته از خاستگاه اندیشه مارکسیست است. خب دشمن اندیشه های ضد سرمایه داری و مارکسیسم عاقل هستند و از نوشته های این افراد استفاده می کنند.

گفته می شود مارک کارنی mark carney رئیس بانک مرکزی انگلیس که خود زاده کانادا است در نشست سران در کانادا در زمینه رشد و آینده نگری به بانکدارها گفت " می توان تصور کرد که جهان در دهه آینده شاهد انتشار ایده های مارکسیستی خواهد بود". اما چرا بانکداری انگلیسی که دشمن مارکسیست است چنین می گوید؟!

بانک انگلیس به رهبری کارنی سیاست های مالی بریتانیای کبیر را مشخص می کند. اما چرا هنوز مارکسیست می تواند محبوبیت توده ای یابد؟ کارنی در پاسخ می گوید"نتیجه بیکاری و استفاده رباط و هوش مصنوعی جای انسان یکی از دلایل برخاستن دوباره تفکرات مارکسیستی و ضد سرمایه داری خواهد بود". درست است که اختلاف نظر میان کارکنان و کارفرمایان وجود دارد اما تصمیم گیرنده کارفرمایان هستند نه کارمندان. بعنوان مثال در کارخانه های ماشین سازی بخش زیادی از مشاغل را رباط ها گرفته اند.

کارنی نه تنها بیکاری توده ای بلکه به کاهش دستمزدها نیز اشاره می کند. همانطور که میدانیم کارل مارکس مبحثی در کتاب کاپیتال گفته است "کارفرمایان علاقه مند هستند ارتش ذخیره کار وجود داشته باشد و نرخ بیکاری می تواند برای کاهش یا ثابت نگه داشتن دستمزدها مفید است تا کارگرها نتوانند دست به اعتراض بزنند و همیشه نرخ کارگران بیکار بتواند جلوی اعتصابات و اعتراضات کارگران را بگیرد". اکنون کارفرمایان با استفاده از هوش مصنوعی تهدید دومی برای کارگران ایجاد کرده اند.

کارنی در ادامه به افزایش نابرابری ها اشاره کرده است. سرمایه دارانی که در کار صرفه جویی می کنند ثروتمندتر می شوند و یکی از دلایل خصوصی سازی ها هم همین است که با استفاده از کارمندان کمتر سودآوری بیشتر می شود. کاهش نیروی کار و جایگزینی آن با تکنولوژی پیشرفته تر هم کارایی را بالا می برند هم به سود بیشتری می رسند اما چه بلایی سر انسانها می آید؟ شاید یک حقوق بخور نمیر و مبلغ ناچیزی که به طور منظم به بیکاران می پردازند که تنها کفاف اجاره خانه ای محقر و خرید از فروشگاه های ناچیزها و یک زندگی محقر و تحقیرآمیز راه حلی است که سرمایه داران برای انسانهای اروپا و آمریکا اندیشه اند که حتی همین هم برای کشوری مثل ایران مثل یک رویاست! پس تقسیم ناعادلانه ثروت تشدید می شود که می تواند باعث خیزش دوباره تفکر مارکسیستی شود.

درست است که اولین انقلاب صنعتی جهان و افرایش تولید ثروت عظیم همراه بود اما سطح دستمزدها آنزمان هم بالا نرفت. پس سطح دستمزدها با پیشرفت تکنولوژی بالا نرفته است و نخواهد رفت.

جشمت رئیسی: زحمت کشان فقط لقمه نانی بخور و نمیز دریافت می کردند و دریافت می کنند چراکه نیاموخته بودند برای حقوقشان مبارزه کنند و زمانی که آموختند نیز سرمایه گذاران ناگزیر شدند سودهایشان را با شتاب تقسیم کنند. پس زحمت کشان و کارگران برای بهتر شدن وضعشان باید مبارزه کنند و آغاز شورش های کارگری قرن نوزده هم بر همین اساس بود. در 1848 کارگران در خیابان ها شروع به مبارزه کردند و این مارکس و انگلس نبودند که این جنبش را به وجود آورند بلکه آنها توضیح دادند چه اتفاقی افتاده است و در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد.

آقای کارنی پیش بینی کرد دوباره چنین اتفاقی خواهد افتاد. در دنیای قرن 21 اکثریت افرادی که در کام بیکاری فروافتاده اند در فقری پرهیزناپذیر غوطه ور خواهند شد و در مقابل مشتی ابرثروتمند آماده بلعیدن سیری ناپذیری هستند؛ پس کسانی که می گویند این اندیشه ها کهنه است در اشتباه هستند چراکه اندیشه هرگز نمی میرد و مرگ اندیشه ها بی معناست. اندیشه ها ممکن است پس زده شوند اما به ضرورت احیا می شوند. مثلا همه تصور می کردند فاشیسم و نازیسم به زباله دان تاریخ پیوسته است اما امروز شاهد هستیم در پیشرفته ترین کشورهای سرمایه داری مثل آمریکا و انگلیس و آلمان در حال رشدی سریع است. اتفاقا در اینگونه شرایط دو نیرو رشد می کنند ؛ یک نیروی راست که ابزار ابرثروتمندان برای سرکوب جنبش کارگری ست و نیروی چپ. نبردی که در قرن بیست همیشه شاهد آن بوده ایم...

اینکه در آمریکایی که زمانی بردن نام سوسیالیسم یک تابو بود اکنون برنی سندر از آن دفاع می کند.

0





اخبار مرتبط

  • جلیل مرتضوی:اکنون وقت بازی ایران است/فرامرز دادرس: کاکه باوه،پیشمرگه کومله، بخاطر مخالفت با سفر ظریف اخراج نشد
  • نیوزویک-لیست مقامات آمریکا که از مجاهدین پول دریافت کرده اند
  • نماینده سنای آمریکا: هدف مجاهدین آموزش تروریست علیه ایران است
  • رفتار متناقض رسانه های گروهکهای کردی در مسئله دستگیری نیروهای نفوذی در داخل کشور
  • فرامرز دادرس: واکنش اپوزیسیون به حضور سفر ظریف/نفتکش آدریان و کلاهی که ایران سر دنیا گذاشت
  • ابوالقاسم گلستانی-راجر واترز در دفاع از جولیان آسانژ
  • حشمت رئیسی:آیا صهیونیزم ستیزی؍ یهودی ستیزی است؟ نفوذ گسترده موساد در سرویس های امنیتی ایران
  • تصویب شهادت فروشی یا کودتا اقتصادی علیه کشور
  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *